دسته ها
اطلاعات
گوشه هایی از مزامیر داوود نبی (علیه السلام)
نویسنده محمد غضنفری در دسته : اندیشه های من در تاریخ : دی ۲۰م, ۱۳۸۹
به نام خدا
گوشه هایی از مزامیر داوود نبی (علیه السلام)

الان که این متون را می نویسم اشک در چشمانم جمع شده است. در سربازی که بودم هم خدمتی داشتم که به من می گفت تو آدم احساسی هستی. امّا من احساسی نیستم بلکه عاشقم. عاشق خداوندی که به خاطر داشتنش روز و شب حمد و ثنا به جا می آورم. نمی دانم چرا ولی دوست دارم روزی برسد که بتوانم صدای خدا را بشونم و بدانم اوّلین چیزی که او به من خواهد گفت چه است. آیا او مرا شماتت می کند که بنده خوبی نبودم یا به من خواهد گفت که من را بخشیده و یا به من می گوید که من بیشتر از تو به تو علاقه دارم بگذریم.
همه در وبلاگهایشان از عشق و عاشقی می نویسند. شعرهای عاشقانه و رنگین و چنین و چنان امّا عشق به چی عشق به کی چه چیزی ارزشش بالاتر است. من هم یک عاشقم و دوست دارم در وبلاگم از عشق بگویم. امّا عشق من تنها به معبودم است. به پروردگاری که در تمامی لحظات همراه من بوده و هست. خدا را دوست دارم نه به خاطر بهشتی که برای ما ساخته نه به خاطر این که به فکر ماست و ۱۲۴ هزار پیامبر را برایمان فرستاده و نه حتی به خاطر این که ما را خلق کرده بلکه خدا را دوست دارم چون با وجود هزاران خطا و گناه و اشتباه باز هم ما را دوست دارد و عاشق ماست.
داوود نبی (علیه السلام) را همه می شناسید. همه شما می دانید که او به کنار کوه ها می رفت و مناجات می کرد. همه شما می دانید که وقتی اذان و مناجات او شنیده می شد تمام پرندگان و حیوانات می ایستادند و به نجواهای زیبای او گوش می دادند. امّا تا به حال از خودتان پرسیدید که او چه می گفته. من هر وقت مزامیر داوود را می خوانم مو به تنم سیخ می شود و از دعاهایش اشک در چشمانم جمع می شود. گوشه ای از مناجات های او را که در مزامیرش آمده برایتان می گذارم شما هم بخوانید با عشق بخوانید و همپون من لذت ببرید از این که چگونه یک عاشق با معشوقش که معبودش است با نجواهایش معاشقه می کند.
باب چهارم
طلب کمک در تنگی
ای خدای عدالت من، چون بخوانم مرا مستجاب نما در تنگی مرا وسعت دادی بر من کرم فرموده دعای من را بشنو ای فرزندان انسان تا به کی جلال من عار خواهد بود و بطالت را دوست داشته دروغ را طلبیدی اما بدانید که خداوند مرد صالح را انتخاب نموده است و چون او را بخوانم خداوند خواهد شنید.
باب پنجم
درخواست هدایت به راست
ای خداوند به سخنان من گوش بده در تفکر من تامل فرما ای پادشاه و خداوند به آواز فریادم توجه کن زیرا که نزد تو دعا می کنم ای خداوند صبحگاهان آواز مرا خواهی شنید بامدادان دعای خود را نزد تو آراسته می کنم و انتظار می کشم زیرا تو خدایی نیستی که به شرارت راغب باشی و گناهکار نزد تو ساکن نخواهد شد. متکبران در نظر تو نخواهند ایستاد از همه بطالت کنندگان نفرت می کنی دروغ گویان را هلاک خواهی ساخت خداوند شخص خونی و حیله گر را مکروه می دارد و امّا من از کثرت رحمت تو به خانه ات داخل خواهم شد و از ترس تو به سوی هیکل قدس تو عبادت خواهم نمود ای خداوند به سبب دشمنانم مرا به عدالت خود هدایت نما و راه خود را پیش روی من راست گردان.
باب ششم
دعا به هنگام پریشانی
ای خداوند مرا در غضب خود توبیخ منما و مرا در خشم خویش تادیب مکن ای خداوند بر من کرم فرما زیرا که پژمرده ام. ای خداوند مرا شفا ده زیرا که استخوان هایم مضطرب است و جان من به شدت پریشان است پس تو ای خداوند تا به کی ای خداوند رجوع کن و جانم را خلاصی ده به رحمت خویش مرا نجات بخش زیرا که در موت ذکر تو نمی باشد در هاویه کیست که تو را حمد گوید از ناله خود وا مانده ام تمامی شب تخت خواب خود را غرق می کنم و بستر خویش را به اشکها تر می سازم. چشم من از غصه کاهیده شد و به سبب همه دشمنانم تار گردید. ای همه بدکاران از من دور شوید زیرا که خداوند آوازه گریه من را شنیده است خداوند استغاثه من را شنیده است خداوند دعای من را اجابت خواهد نمود همه دشمنانم به شدت خجل و پریشان خواهند شد رو برگردانیده ناگهان خجل خواهند گردید.
باب سیزدهم
دعا برای مدد الهی
ای خداوند تا به کی برای همیشه مرا فراموش می کنی تا به کی روی خود را از من خواهی پوشید تا به کی در نفس خود مشورت بکنم و در دلم هر روزه غم خواهد بود. تا به کی دشمنم بر من سرافراشته شود ای یهو خدای من نظر کرده مرا مستجاب گردان چشمانم را روشن کن مبادا به خواب موت بخسبم. مبادا دشمنم گوید بر او قالب آمدم و مخالفانم از پریشانیم شادی نمایند و امّا من به رحمت تو توکل می دارم دل من در نجات تو شادی خواهد کرد برای خداوند سرود خواهم خواند زیرا که به من احسان نموده است.
فصل ۱۷
دعای مرد عادل
صلات داوود
ای خداوند عدالت را بشنو و به فریاد من توجه فرما و دعای مرا که از لب بی ریا می آید کوش بگیر داد من از حضور تو صادر شود چشمان تو راستی را بیند دل من را آزموده ای شبانگاه از آن تفقد کرده ای مرا قال گذاشته ای و هیچ نیافته ای زیرا عزیمت کرده ام که زبانم تجاوز نکند و اما کارهای آدمیان به کلام لب های تو خود را از راه های ظالم نگاه داشتم قدمهایم به آثار تو قائم است پس پاهایم نخواهد لغزید. ای خدا تو را خوانده ام زیرا که مرا اجابت خواهی نمود. گوش خود را به من فراگیر و سخن مرا بشنو رحمتهای خود را امتیاز ده ای که متوکلان خویش را بدست راست خود از مخالفان ایشان می رهانی مرا مثل مردمک چشم نگاه دار مرا زیر سایه بال خود پنهان کن. از روی شریرانی که مرا خراب می سازند از دشمنان جانم که مرا احاظه می کنند.
فصل ۲۲
سرود غم و پیروزی
ای خدای من ای خدای من مرا ترک کرده ای و از نجات من و سخنان فریادم دور هستی ای خدای من در روز می خوانم و مرا اجابت نمی کنی در شب نیز، و مرا خاموشی نیست.
فصل ۲۳
خداوند شبان من است
خداوند شبان من است، محتاج به هیچ چیز نخواهم بود، در مرتعه های سبز مرا می خواباند، نزد آبهای راحت مرا رهبری می کند، جان مرا بر می گرداند و به خاطر نام خود به راه های عدالت هدایتم می نماید، چون در وادی سایه موت نیز راه روم از بدی نخواهم ترسید زیرا تو با من هستی، عصا و چوب دستی تو مرا تسلی خواهد داد، سفره ای برای من به حضور دشمنانم می گسترانی سر مرا به روغن تزیین کرده ای و کاسه ام لبریز شده است هر آیینه نیکویی و رحمت تمام ایام عمرم در پی من خواهد بود و در خانه خداوند ساکن خواهم بود تا ابد الآباد.
فصل ۲۵
درخواست تعلیم الهی
ای خداوند به سوی تو جان خود را بر می افرازم ای خدای من بر تو توکل می دارم پس مگذار که خجل بشوم و دشمنانم بر من فخر نمایند بلی هر که انتظار تو می کشد خجل نخواهد شد آنانیکه بی سبب خیانت می کنند خجل خواهند گردید. ای خداوند طریق های خود را به من بیاموز و راههای خویش را به من تعلیم ده مرا به راستی خود سالک گردان و مرا تعلیم ده زیرا که تو خدای نجات من هستی و تمام روز منتظر تو بودم ای خداوند احسانات و رحمت های خود را به یاد آور زیرا که آنها از ازل بوده است خطایای جوانی و عصیانم را به یاد نیاور ای خداوند به رحمت خود و به خاطر نیکویی خویش مرا یاد کن خداوند نیکو و عادل است پس به گناهکاران طریق را خواهد آموخت مسکینان را به انصاف رهبری خواهد کرد و به مسکینان طریق خود را تعلیم خواهد داد همه راه های خداوند رحمت و حق است برای آنانیکه عهد و شاهدات او را نگاه می دارند.
ای خداوند به خاطر اسم خود گناه مرا بیامرز زیرا که بزرگ است، کیست آن آدمی که از خداوند می ترسد او را به طریقی که اختیار کرده است خواهد آموخت. جان او در نیکویی شب به سر خواهد برد و زریت او وارث زمین خواهند شد سر خداوند با ترسندگان او است و عهد او تا ایشان را تعلیم دهد چشمان من دائما به سوی خداوند است زیرا که او پاهای مرا از دام بیرون می آورد بر من ملتفت شده رحمت بفرما زیرا که منفرد و مسکین هستم تنگی های دل من زیاد شده است مرا از مشقت های من بیرون آور بر مسکنت و رنج من نظر افکن و جمیع خطایایم را بیامرز.
فصل ۲۶
دعای مرد عادل
ای خداوند مرا داد بده زیرا که من در کمال خود رفتار نمودم و بر خداوند توکل داشتم پس نخواهم لغزید. ای خداوند مرا امتحان کن و بیازما باطن و قلب مرا مصفی گردان زیرا که رحمت تو در مد نظر من است و در راستی تو رفتار نمودم با مردان باطل ننشسته ام و با منافقین داخل نخواهم شد از جماعت بدکاران نفرت می دارم و با طالعین نخواهم نشست دستهای خود را در صفا می شویم.
…
ای خداوند محل خانه تو را دوست می دارم و مقام سکونت جلای تو را، جانم را با گناهاکاران جمع مکن و نه حیات مرا با مردمان خون ریز که در دستهای ایشان آزار است و در دست راست ایشان پر از رشوه است. و امّا من در کمال خود سالک می باشم مرا خلاصی ده و بر من رحم فرما پایم در جای هموار ایستاده است خداوند را در جماعت ها متبارک خواهم خواند.
فصل ۲۷
اطمینان در خداوند
خداوند نور من و نجات من است از که بترسم، خداوند مرجای جان من است از که هراسان شوم چون شریران بر من نزدیک آمدند تا گوشت مرا بخورند یعنی خسمان و دشمنانم ایشان لغزیدند و افتادند اگر لشگری بر من فرود آید دلم نخواد ترسید اگر جنگ بر من بر پا شود در این نیز اطمینان خواهم داشت.
…
ای خداوند چون به آواز خود می خوانم مرا بشنو و رحمت فرموده مرا مستجاب فرما دل من به تو می گوید که گفته ای روی مرا بطلبی بلی روی تو را ای خداوند خواهم طلبید روی خود را از من نپوشاند و بنده خود را در خشم بر نگردان تو مدد کار من بودی ای خدای نجاتم مرا رد نکن و ترک منما. چون پدر و مادرم مرا ترک کند آنگاه خداوند مرا بر می گرداند ای خداوند طریق خود را به من بیاموز و به سبب دشمنانم مرا به راه راست هدایت فرما.
بسم الله الرحمن الرحیم
بلاگ عای بود محتواش عالیتر نجوای داوود چنان است کهه اهنگش راهرگزازخاطرنخواهم برد من هم گریستم بدرستیکه بسیاربسیارزیبا دعاومناجاتی داشته داوودکه درودبیکران خدابراو باد وبرپیامبران راستینش ومحمدوال محمد
دیدگاه توسط رضا — اسفند ۲۲, ۱۳۸۹در ۲:۴۴ ب.ظ
خیلی عالی بود. ممنون
دیدگاه توسط حمیدرضا ملاگلی — اسفند ۳, ۱۳۹۰در ۳:۱۰ ق.ظ