دسته ها
اطلاعات
تلخی و شیرینی های این روزهای رو به پایان
نویسنده محمد غضنفری در دسته : اندیشه های من در تاریخ : مرداد ۱۶م, ۱۳۹۰
به نام خدا

در این روزهای رو به پایان چشمانم تلخی ها و شیرینی های زیادی را تجربه می کند. یک چشمم به خستگی تیم بازی ساز است. یکی می گوید آقای غضنفری عده ای دارند ما را مسخره می کنند و به اسم انتقاد به دانشگاه ما لقب کودکستان می دهند به آنها لبخندی می زنم و می گویم: مگر این همه سال ما را مسخره نکرده اند اشکالی ندارد نمی دانند که ما الان چه کار می کنیم اگر می دانستند این کار را نمی کردند در آینده پشیمان خواهند شد
شخصی دیگر می گوید تا کی باید ادامه بدهیم؟ می گویم چند سال است که صبور بودید این ماه های آخر را هم با من باشید تا انتهای راه را ببینید.
شخصی کاغذی به دستم می دهد. نظرات کسانی که درخواست ثبت نام دادند. وقتی نظرات این جوانان را می بینم قند در دلم آب می شود می دانید چرا چون لذت می برم که انقدر افراد هستند که با عشق دنبال یادگیری هستند. با خودم فکر می کنم در این روزهای پایانی اگر بتوانیم محرک شروعی برای این ها باشیم چقدر ایران پیشرفت خواهد کرد.
مثلا این چند نظر قشنگ را بخوانید:
احسان .ب از تهران
من از بچگی آرزوی بازی سازی داشتم . وقتی بچه تر بودم (۱۱ سالگی) یه چندتا بازی هم ساختم (با گیم میکر) ولی الان می فهمم که یک بازی سازی یک کار تک نفره نیست و کار تیمیه . بیشتر دوست داشتم داستان نویسی برای بازی یاد بگیرم و در این زمینه فعالیت کنم . آقای متین ایزدی توی مجله ی دنیای بازی یه چارت خوب داره.می خواستم با یه همچین سیستمی یاد بگیرم . من خیلی دوست داشتم یه چند نفر که علاقه مند به کار تیمی و مجانی هستند رو پیدا کنم و با اونها کار کنم.
حمیدرضا . ج از زنجان
اینطور مرجعی برای آموزش بازی سازی خالی بود
بهزاد . ر از تهران
قبلا با udk کار کردم کامپیوتر خانه ام هم فوق العاده ضعیف است تو رو خدا زیر دیپلم رو هم برای دانش آموزان قرار دهید
کیانوش . ص از رفسنجان
راهش رو نمیدونستم که شما به دادم رسیدید.بی نهایت ممنونم امیدوارم (جدا) یه روز به عنوان بازی ساز (طراح بازی) توی E3 باشم و بگم بازی سازی رو با سایت بازی ساز شروع کردم.
سمیرا ر از بابل
باسلام خواستم بگم من فقط از طریق چند تا از همکلاسی های دانشگاه بااین کار اشنا شدم ازاین حرفه خوشم اومده
و یک عالمه نظرات قشنگ قشنگ دیگه احساس وظیفه ام بیشتر شده و احساس می کنم خداوند رسالتی رو به گردنم گذاشته اون رسالت اینه که با تمام وجودم باید برای این دوستان خادمانه کار کنم یادشان بدهم و بعد از صحنه کنار بروم و علاوه بر این که خودم بازی های خودم را بسازم شاهد ساخته شدن بازی های قشنگ این همه علاقه مند باشم. نمی دونم چرا این طوری شد چرا یک سری اتفاقات تلخ افتاد و باعث شد یکدفعه ما چند هفته نتوانیم نام های کاربری را برای همه بفرستیم اما مطمئنم در پس این اتفاقات عجیب و غریب خداوند چیزهایی را به من نشان داد که باید می دیدم و می شنیدم. این روزهای آخر دیگر شب ها هم نمی خوابم بلکه خواب به سراغ من می آید. می دانم که بعد از من خیلی های دیگر می آیند. تارنماهای زیادی ایجاد خواهد شد و بازی سازی بیشتر از این ترویج خواهد شد پس این را بدانید بازی ساز از ابتدا تا انتها فقط نقش یک محرک را برای شما داشته و دارد و چیزی که باعث پیشرفت شما خواهد شد خود شما هستید. این راه ادامه خواهد داشت…