دسته ها
اطلاعات
پیامبر اسلام چه چیزی را در معراج دید که ما تا روز قیامت نخواهیم دید
نویسنده محمد غضنفری در دسته : اندیشه های من در تاریخ : اردیبهشت ۲۹م, ۱۳۹۱

این روزها وبلاگم بیشتر از قبل رنگ و بوی مسائل مذهبی رو گرفته نمی دونم امّا با وجود این که خودم را گناهکار رو روسیاه درگاه الهی می بینم اما انگار زندگی ام بیشتر از قبل رنگ خدا گرفته خدا را باید با جان و دل احساس کرد گاهی اوقات من حقیر وقتی مرتکب گناه می شوم فکر آخر و عاقبتم رو نمی کنم و فکر نمی کنم که در آخرت تجسم اعمالم رو می بینم زشتی کارم رو می بینم واقعاً آدم وقتی برخی از چیزهایی که از آخرت توسط انبیا منتشر شده را می خواند خیلی از آخرتش می ترسد. من نمی خواهم داستان معراج پیامبر را برایتان بنویسم چون می دانم خیلی از شماها می دانید که روزی پیامبر به امر خداوند از مسجد قبه صخره فلسطین (که گنبدش زرد است و با آن بیت المقدس گنبد آبی که قبله اول مسلمانان جهان است و کمی آن طرف تر است فرق می کند و اکثرا این دو را با هم اشتباه می گیرند) به آسمان ها رفت و چیزهایی را مشاهده کرد که شاید ما تا روز قیامت خیلی از آنها را نبینیم.
خیلی وارد جزئیات نمی شوم و قصد ندارم تمام مشاهدات پیامبر را برایتان بگویم که این چیزها را خودتان باید تحقیق کنید و بخوانید امّا چند چیز جالب را از مشاهدات پیامبر به شما می گویم مطمئن باشید برایتان جالب است اگر تا انتها بخوانید ارزش دارد برای من خیلی موثر بود. دوست دارید بدانید مالک خازن جهنم کیست دوست دارید بدانید روی درهای جهنم چه چیزهایی نوشته شده دوست دارید بدانید روی درب های بهشت چه چیزهایی نوشته شده است؟ تا انتهای این مطلب را بخوانید تا بدانید.
مالک خازن جهنم
پیامبر فرمود: در آسمان دوم هیچ فرشته ای ندیدم مگر آن که خوش و خندانش یافتم تا اینکه فرشته ای دیدم که از او مخلوقی بزرگتر ندیده بودم، فرشته ای بود کریه المنظر و غضبناک، او نیز مانند سایرین با من برخورد نمود، هر چه آنها گفتند او نیز بگفت و هر دعا که ایشان در حقم نمودند او نیز کرد امّا در عین حال هیچ خنده نکرد، آنچنان که دیگر ملائکه می کردند.
پرسیدم: ای جبرئیل! این کیست که این چنین مرا به فزع انداخت؟
گفت: جا دارد که ترسیده شود، خود ما هم همگی از او می ترسیم، او خازن و مالک جهنم است و تاکنون خنده نکرده و از روزی که خدا او را متصدی جهنم نموده تا امروز روز به روز بر غضب غیظ خود نسبت به دشمنان خدا و گنه کاران می افزاید، و خداوند به دست او از ایشان انتقام می گیرد، و اگر بنا بود به روی احدی تبسم کند، چه آن ها که قبل از تو بودند و چه بعدی ها قطعا به روی تو تبسم می کرد.
پس من بر او سلام کردم و او بر من سلام کرده به نعیم بهشت بشارتم داد. پس من به جبرئیل گفتم آیا ممکن است او را فرمان دهی تا آتش دوزخ را به من نشان دهد؟
جبرئیل :یعنی همان کسی که خداوند درباره اش فرمود: (مطاع ثم امین (سوره تکویر آیه ۲۱))
گفت: آری، و به آن فرشته گفت: ای مالک! آتش را به محمد نشان بده.
او پرده جهنم را بالا زد و دری از آن را باز نمود لهیب و شعله ای از آن بیرون جست و به سوی آسمان سر کشید و همچنان بالا رفت که گمان کردم مرا نیز خواهد گرفت، به جبرئیل گفتم دستور بده پرده اش را بیاندازد، او نیز مالک را گفت تا به حال اوّلش برگردانید.
نوشته های درهای جهنم
این نکته را توجه داشته باشید که این تعدد درها نه به خاطر این است که افرادی که وارد جهنم می شوند به شکلی است که مثلاً اگر بخواهند از یک در وارد شوند مشکل ساز می شوند خدا چند در درست کرده و یا دوری و نزدیکی راه بلکه این درها در حقیقت درهای گناهانی است که به وسیله آن افراد وارد دوزخ می شوند و در کل اشاره به این دارد که عوامل گوناگونی انسان ها را به جهنم می کشاند خوب می رویم سراغ اصل بحثمان
پیامبر اکرم فرمود: چون به آسمان ها عروج داده شدم جبرئیل مرا به نزدیک جهنم برد و دیدم که جهنم هفت باب دارد که بر هر بابی سه کلمه نوشته شده که هر کلمه از دنیا و آنچه متاع و لوازم در دنیاست برای هر کسی که بداند و بدان عمل کند بهتر است.
جبرئیل به من گفت این کلمات را بخوان:
درب اوّل جهنم:
بر درب اوّل جهنم نوشته شده بود:
هر کس امید و رجا به خدا داشته باشد و امیدوار به او باشد رستگار می گردد و هر کس از خدا بترسد ایمن می شود و در امان است، و هر آن که به غیر خدا فریفته شده نابود می گردد و از غیر خدا هم در ترس و لرز است.
درب دوم جهنم:
بر درب دوم نوشته بود:
هر کس که می خواهد روز قیامت عریان نباشد پس بدن های برهنه و عریان را در دنیا بپوشاند، هرکس که می خواهد روز قیامت عطشان و تشنه نباشد تشنگان را در دنیا سیراب کند، هر کس که می خواهد روز قیامت گرسنه نماند در دنیا شکم های گرسنه را اطعام کند.
درب سوم جهنم:
بر درب سوم نوشته بود:
خداوند لعنت فرموده دروغ گویان و انکار کنندگان حقایق را. خداوند لعنت فرموده کسانی را که بخل می ورزند، خداوند لعنت فرموده ظالمین و ستمکاران را (و این ها را از رحمت خود دور گردانیده است)
درب چهارم جهنم:
بر درب چهارم نوشته شده بود:
خداوند به ذلت و زبونی می کشاند کسانی را که به اسلام اهانت می کنند، خداوند ذلیل و حقیر می کند کسانی را که به اهل بیت (علیه السلام) اهانت می کنند، و خداوند ذلیل می کند کسانی را که ستمکاران را بر ستمشان بر بندگان خدا کمک می کنند.
درب پنجم جهنم:
بر درب پنجم جهنم هم سه کلمه نوشته شده بود:
تمایلات و خواهش های نفسانی را متابعت نکنید چون مخالفت با ایمان شما دارد و ایمان را ضعیف می کند، در آن چیزهایی که فایده و بهره ای در آن نیست زیاد صحبت نکنید و در مورد آن حرف نزنید چون از رحمت خدا محروم می شوید، و یاور ستمکاران هم مباش.
درب ششم جهنم:
بر درب ششم نوشته بود:
منِ جهنم بر کسی که تلاش و پشت کاری در عبادت و اطاعت خدا دارد حرام شده ام، من حرام شده ام بر کسانی که برای خدا صدقه می دهند، من حرام هستم بر کسی که روزه دار است.
درب هفتم جهنم:
بر درب هفتم جهنم هم سه کلمه نوشته شده بود:
حساب کارهای خود را داشته باشید و از نفس حساب بکشید قبل از اینکه حسابگران حساب بکشند، نفس خود را توبیخ و ملامت کنید قبل از این که آن را توبیخ و ملامت کنند، خداوند را بخوانید و در خانه او طلب عفو کنید قبل از اینکه به سوی او برگردید و حساب اعمال گشوده شود که آنها قدرت بر آن ندارید.
نوشته های درب های بهشت
عبدالله ابن مسعود گوید: رسوا خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: چون مرا به آسمان بردند جبرئیل به من گفت من مامور شده ام بهشت و جهنم را به شما نشان دهم، و من بهشت و نعمت های آن، و جهنم را با اقسام گوناگون عذاب آن دیدم.
بهشت هشت درب داشت که بر هر دری از آن چهار کلمه نوشته شده بود که هر کلمه آن از دنیا و آنچه در دنیاست، برای کسی که آن ها را بداند و بدان عمل کند بهتر است:
درب اوّل بهشت:
بر درب اوّل بهشت نوشته بود:
خدایی جز الله نیست و محمد فرستاده خداست و علی هم دوست مخصوص او برای هر چیزی راهی است و راه زندگی خوش در دنیا به چهار خصلت می باشد:
۱: قناعت: قانع باشد به آنچه خداوند برای او مقدر کرده است و نگوید ای کاش مثل فلانی بیشتر داشتیم. (در دعای ابوحمزه ثمالی می خوانیم خدایا راضی کن مرا از زندگی به آنچه تو برایم مقدر کرده ای)
۲: سخن حق بگوید: دروغ، انکار و شهادت باطل بر زبانش جاری نشود.
۳: ترک حسد: که حسد، آرزو کردن زوال نعمت در دست دیگری است.
۴: همنشینی با اهل خیر و اولیا الهی
درب دوم بهشت:
بر درب دوم نوشته شده بود:
برای هر چیزی تدبیری است و تدبیر سرور و شادی در آخرت به چهار خصلت می باشد:
۱: دست نوازش و مهربانی بر سر یتیمان بکشد، و با مال و اخلاقی خوش به آن ها رسیدگی کند.
۲: تعطف و مهربانی به زنان بی شوهر و بیوه و سعی در بر آوردن حوائج آن ها.
۳: تلاش برای بر آوردن حوائج مومنین
۴: دستگیری و رسیدگی به حال درماندگان و بیچارگان
درب سوم بهشت:
بر درب سوم بهشت نوشته شده بود:
برای هر چیزی چاره ایست و چاره سالم ماندن در دنیا به چهار خصلت می باشد:
۱: کم سخن بگوید.
۲: کم بخواید، آنقدر نخوابد که بدنش فاسد و قلبش قساوت پیدا کند.
۳: کم راه برود، اوّل راه خود را انتخاب کند و بعد با اعتدال برود
۴: کم غذا بخورد
درب چهارم بهشت:
بر درب چهارم بهشت نوشته شده بود:
هر کس ایمان به خدا و روز قیامت دارد باید مهمان را اکرام کند، هر کس ایمان به خدا و روز قیامت دارد باید احترام به پدر و مادر بگذارد و با آنان مهربانی نماید، هر کس ایمان به خدا و روز قیامت دارد با سخن خیر بگوید (سخنی که خیر دنیا و آخرت را داشته باشد) یا اینکه ساکت باشد که خاموشی بهتر از سخن خیر نگفتن است.
درب پنجم بهشت:
بر درب پنجم نوشته شده بود:
هر کس می خواهد به او ظلم و ستم نشود به کسی ظلم و ستم نکند هر کس می خواهد کسی به او دشنام ندهد به کسی دشنام ندهد هر کس می خواهد که ذلیل و خوار نشود کسی را ذلیل و خوار نکند هر کس می خواهد به دستگیره محکم الهی در دنیا و آخرت چنگ زند باید مرتب بگوید لا اله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله
درب ششم بهشت:
بر درب ششم بهشت نوشته شده بود:
هر کس می خواهد قبرش وسیع و جادار باشد، مسجد بسازد. هر کس که می خواهد که حیوانات زیر زمین بدن او را نخورند پس در مساجد سکنی گزیند و مرتب به مساجد برود. هر کس که می خواهد بدنش در قبر تر و تازه باشد و پوسیده و فاسد نشود مساجد را بپوشاند هر کس می خواهد جایگاه خود را در بهشت ببیند سعی در توسعه مسجد نماید تا نماز در آن هر چه با شکوه تر برگزار شود.
درب هفتم بهشت:
بر درب هفتم بهشت نوشته شده بود:
روشن شدن قلب به نور ایمان در چهار خصلت می باشد:
۱: عیادت مریض
۲: رفتن به تشییع جنازه
۳: خریدن کفن
۴: دادن بدهی
درب هشتم بهشت:
بر درب هشتم بهشت نوشته شده بود:
هر کس می خواهد از هشت درب بهشت وارد شود باید به چهار خصلت چنگ زند:
۱: سخاوت و جوانمردی
۲: خوش اخلاق باشد
۳: صدقه دادن
۴: اینکه بندگان خدا را اذیت نکند
دوستان علاقه مند برای اطلاعات بیشتر در مورد معراج می تونند کتاب پژوهش قرآنی و روایی درباره معراج پیامبر اثر آقای علیرضا زکی زاده رنانی از انتشارات زائر را بخرند.
اگر به تو بگویم غضنفر یاد چی می افتی
نویسنده محمد غضنفری در دسته : اندیشه های من در تاریخ : اسفند ۱۵م, ۱۳۹۰
به نام خدا
خوب من می خواهم امروز از شما چند سوال در وبلاگم بپرسم اوّلیش: اگر من به تو بگویم حیدر کرار یاد چی می افتی
شک ندارم به یاد امیرالمومنین علی (علیه السلام) می افتی حالا اگر بگویم اسد الله چی؟ شیر خدا چی؟ مطمئنم به یاد شجاعت و دلاوری های این بزرگ مرد تاریخ می افتی.
امّا می خواهم یکی دیگر از القاب رو که یک مقدار کمتر مورد استفاده ایرانیان مسلمان در مورد این امام بزرگ قرار می گرفته را بگویم و بپرسم که آیا باز هم با شنیدن این لقب یاد امیرالمومنین علی (علیه السلام) می افتی؟
غضنفر ………………… غضنفر خدا …………………….. غضنفر الله ………………………………….. غضنفر اسلام ………………………….
شاید هم یاد صد ها و هزاران جوکی می افتی که دشمن با سو استفاده از بی اطلاعی ما از این لقب مهم امام علی که در لغت نامه ده خدا به شیر بیشه معنی شده است برای آن جوک های زیادی ایجاد و به مردم القا کرده که این لقب را به یک مرد ساده لوح و احمق نسبت دهند. امروز کافی است در گوگل جستجو کنید غضنفر تا با صد ها جوک و لطیفه در این مورد روبرو شوید چرا؟ چون دشمن این کار را می کند و از کم اطلاعی ما سو استفاده می کند.
حالا یک لغت دیگر را برایتان می گویم. برره
شک ندارم که با شنیدن این لغت حداقل به یاد یکی از قسمت های سریال های طنز تلویزیون می افتید امّا کمتر کسی می داند این واژه ای که در این سریال به اسم شهر مشتی احمق معرفی شده است در حقیقت یک واژه قرآنی و عربی و به معنای نیکوکار است و در آیه ۱۶ سوره عبس آمده است.
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند بخشنده مهریان
عَبَسَ وَتَوَلَّى (١)
چهره در هم کشید و روى برتافت… (۱)
أَنْ جَاءَهُ الأعْمَى (٢)
از اینکه نابینایى به سراغ او آمده بود! (۲)
وَمَا یُدْرِیکَ لَعَلَّهُ یَزَّکَّى (٣)
تو چه می دانى شاید او پاکى و تقوا پیشه کند، (۳)
أَوْ یَذَّکَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّکْرَى (۴)
یا متذکر گردد و این تذکر به حال او مفید باشد! (۴)
أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى (۵)
اما آن کس که توانگر است، (۵)
فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى (۶)
تو به او روى می آورى، (۶)
وَمَا عَلَیْکَ أَلا یَزَّکَّى (٧)
در حالى که اگر او خود را پاک نسازد، چیزى بر تو نیست! (۷)
وَأَمَّا مَنْ جَاءَکَ یَسْعَى (٨)
اما کسى که به سراغ تو می آید و کوشش می کند، (۸)
وَهُوَ یَخْشَى (٩)
و از خدا ترسان است، (۹)
فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى (١٠)
تو از او غافل می شوى! (۱۰)
کَلا إِنَّهَا تَذْکِرَةٌ (١١)
هرگز چنین نیست که آنها می پندارند؛ این (قرآن) تذکر و یادآورى است، (۱۱)
فَمَنْ شَاءَ ذَکَرَهُ (١٢)
و هر کس بخواهد از آن پند می گیرد! (۱۲)
فِی صُحُفٍ مُکَرَّمَةٍ (١٣)
در الواح پرارزشى ثبت است، (۱۳)
مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ (١۴)
الواحى والاقدر و پاکیزه، (۱۴)
بِأَیْدِی سَفَرَةٍ (١۵)
به دست سفیرانى است (۱۵)
کِرَامٍ بَرَرَةٍ (١۶)
والا مقام و فرمانبردار و نیکوکار! (۱۶)
دوستان من این خاصیت دشمن است که از جایی که فکرش را نمی کنید ضربه بزند از جایی که کمتر به آن توجه می کنید و کمتر در موردش اطلاع دارید ضربه بزند بگذارید یک مثال خیلی واضح تر بزنم ما ۱۲ امام داریم خوب امروز حرکتی بر علیه امام دهم ما ایجاد کردند و تا می توانند فرهنگ بی ادبانه و کثبف غربی خودشان را در این کمپین با توهین کردند به این امام غریب نشان می دهند امّا تا به حال از خود پرسیده اید چرا این امام چرا مثلاً نیامدند بر علیه امام حسین (علیه السلام) یا امام علی (علیه السلام) یا امام رضا (علیه السلام) یک اجتماع مجازی راه اندازی کنند چون دشمن می داند که ما اطلاعتمان از این امام کمتر است و در نتیجه حساسیت کمتری نسبت به این امام داریم.
دوستان من دشمن در تلاش است به هر طریقی که می تواند با کمک مزدوران ایرانی نمای خود دین و هویت مان را از ما بگیرد چون می داند تنها چیزهایی که نمی گذارد که بر ما و کشور ما و منابع ما تسلط پیدا کند همان دین و هویت است و این ما هستیم که نباید بگذاریم آلت دست دشمن و بیگانگان بشویم
برگ هایی از صحیفه سجادیه
نویسنده محمد غضنفری در دسته : اندیشه های من در تاریخ : آذر ۲۷م, ۱۳۹۰
به نام خدا
برگ هایی از صحیفه سجادیه

خوب همانطور که می دانید در دوران امام سجاد علیه السلام تمام کنترل و نفوذ در دست امویان ملعون و قاتلین امام حسین (علیه السلام) بود و ائمه اطهار از راه های گوناگون با غاصبان حق ولایت مبارزه می کردند. یکی از این راه ها نیایش های زیبای امام سجاد (علیه السلام) با پروردگارش بود که این نیایش ها دست کمی از مزامیر داوود نبی ندارد. فراموش نکردید که سال گذشته من در همچنین روزهایی مزامیر داوود نبی (علیه السلام) را گذاشتم. اما الان می خواهم برایتان یک مقدار از نیایش های امام بزرگوارمان سجاد (علیه السلام) بگذارم. این نیایش ها اشک را به چشمان آدم می آورد. می گویند امام سجاد تا ۴۰ ۵۰ سال هر جا جلویش قربانی می کردند اشک تمام صورتش را پر می کرد. امام سجاد (علیه السلام) هم یک عاشق بود عاشق پروردگارش و او هم همچون داوود نبی (علیه السلام) برای پروردگارش نیایش می کرد. خدایا نمی دونم چی بنویسم من خاک پای این بزرگان هم نیستم که بخواهم در موردشون نظر بدم اما ما باید این تواضع و گذشت رو از این امام ها درس بکیریم ای کاش که همه ما فقط و فقط هدفمون رضای خدا باشه فقط همین فقط همین …
بخشی از دعای هشتم صحیفه سجادیه
پروردگارا، به درگاه تو پناه می آورم و تو نیز پناهم بخش تا موجودی آزمند و خویشتن دوست نباشم. مگذار که صولت خشم، حصار بردباری مرا در هم بشکند و حمله ی حسد، مناعت فطرت مرا به خفت و مذلت فرو کشاند.
پروردگارا، از خصلت طمع که دنائت آورد و آبرو ببرد، از بد خویی که دل دوستان بشکند و به دشمنان نشاط و نیرو بخشد، از لجاج شهوت که همت های بلند را پست سازد و پرده ی عفاف و عصمت چاک زند، به درگاه تو پناه می آورم.
پروردگارا، از حمیت های جاهلانه و عصبیت های ناهنجار که حرمت انسانیت پاس ندارد و به حریم اجتماعی پای تعدی و تجاوز بگذارد، به ذات اقدس تو پناه می برم.
پروردگارا، روا مدار که سر به دنبال هوس بگذارم و در ظلمات جهل و ضلال، از چراغ هدایت به دور افتم و بیغوله را از شاهراه باز نشناسم.
روا مدار که به خواب غفلت فرو افتم و کیفر غفلت خویش بینم. روا مدار که به خاطر هوس خویش، پای بطلان بر عنوان حق گذارم و باطل را بر حق برگزینم.
پروردگارا مگذار دامان وجودم به پلیدی های گناه بیالاید و مگذار که معصیت ها را هر چه که کوچک باشد کوچک بشمارم و نسبت به ملاهی و مناهی بی پروا باشم.
وهم چنان روا مدار که طاعت اندک خویش را بسیار ببینم و به خویشتن ببالم و گردن استکبار و افتخار بر فرازم و به کیفر این خودبینی و خودپرستی از ادراک فضایل و مکارم فرو مانم.
به تو پناه می برم و از تو می خواهم که مرا پناه دهی و آتش نخوت و غرور به خرمن اعمال در نیندازی.
پروردگارا، بر بیچارگی ما ترحم فرمای و مگذار که نسبت به زیر دستان خشم و خشونت روا داریم و بر آنان سخت و دشوار بگیریم.
آن چنان کن که خاطر زیر دستان ما از دستان ما نرنجد و زیر دستان ما که در حق ما محبت و روا داشته اند از پاداش سپاس ما خشنود شوند.
آن چنان کن که قدر نعمت بدانیم و شکر نعمت به جای آوریم.
پروردگارا، به درگاه تو پناه می برم از این که ظالمی را در مظالم کردارش بستانیم یا بدو در کردار ناهنجارش پشتیبانی و کمک دهم.
به تو پناه می برم از این که مظلومی را در چنگال ستم کاران وا بگذارم و تا آن جا که قدرت و قوت دارم، از حمایتش مظایقت کنم.
به تو پناه می برم که به حق خویش اکتفا نکنم و از حد خویش پای به در برم و آن چه را شایسته ی من نیست، تمنا بدارم.
پروردگارا، به تو پناه می برم که از آن چه نمی دانم سخن بگویم و راه جویان راهم چون خویشتن در تیه گمراهی و ضلالت سرگردان سازم.
خدایا، به درگاه تو پناه می آوریم که هم چون فرو مایگان از کار و کردار خویش راضی باشیم و در برابر دیگران، گردن کشانه لب به خود ستایی بگشاییم.
الهی، روا مدار که پنهان ما از پیدای ما ناستوده تر باشد و در ورای صورت آراسته ی ما سیرتی زشت و ناهموار نهفته باشد
یا ارحم الراحمین
در سومین سالگرد تاسیس تارنمای بازی ساز ضرورت ساماندهی بازی سازان مستقل بیش از پیش احساس می شود
نویسنده محمد غضنفری در دسته : اندیشه های من در تاریخ : مهر ۰۷م, ۱۳۹۰
این روزها بیشتر از قبل فعال شدم. فکر می کنم ما هم می توانیم حرکتی بزرگ را بدور از حاشیه آغاز کنیم. حرکتی که تاکنون به این وسعت انجام نشده است. اگر چه انشالله با انتشار چندین مجموعه آموزشی دیگر پیرامون چند موتور در آینده و در دانشگاه بازی ساز جریان کاری تارنمای بازی ساز از فاز آموزشی خارج و وارد فاز حمایتی و اجرایی خواهد شد امّا نتایج برآورد ها و صحبت ها همگی نشان از یک حرکت منسجم و مستمر برای انجام کاری بزرگ را نشان می دهد. بازخوردها و گزارشاتی که به من داده شده نشان از استقبال بسیار زیاد دانشجویان و علاقه مندان اکثر شهرهای ایران برای یادگیری را نشان می دهد. من فکر می کنم ما بازی سازان مستقل باید خودمان را به همه نشان بدهیم. یک بازی مستقل کوچک ایرانی هر چقدر هم که کوچک باشد ارزشش از صدها بازی تجاری شکست خورده بیشتر است. امروز تارنماها و وبلاگهای زیادی با الگوگیری از بازی ساز فعالیت های خود را آغاز کردند که بسیار باعث خوشحالی من است. هنوز ۷/۷/۸۷ را به یاد دارم. روزی که اکثر تارنماها و وبلاگ هایی که در این ضمینه بودند یا تعطیل شده بودند و یا آنقدر شرایط نا امید کننده ای بواسطه عملکرد اشتباه عده ای افراد مغرور را داشتند که حتا روزی چند پست متفرقه هم در تالارهای گفتگو این تارنماها ارسال نمی شد در چنین روزهایی روزی و در صفحه ای ساده در تارنمای بازی ساز که نه مثل الان که بیش از هزاران صفحه مطلب بلکه تنها در یک صفحه فریاد زدم: بله، ما می توانیم ، ما می توانیم هر بازی را که فکرش را بکنیم بسازیم. و همان جرقه باعث ایجاد موجی شد که امروز و به خصوص در فضای مجازی پیرامون ساخت بازی روی داده است.
این روزها یک شرکت نیمه دولتی در تکاپوی بدست گرفتن تمام صنعت بازی ایران است تا بتواند این صنعت را مطابق میل اشخاصی پیش ببرد. شرکتی که خود مجوز بازی صادر می کند خود بازی را مطابق میل خود و با دستور به سازندگان تولید می کند و خود هم بازی را با دلالی و مزایده به فروش می رساند و این وسط بازی سازانی که زحمت اصلی کار را کشیدند نقش یک کارگر مزد بگیر و فرمانبر را پیدا می کنند. اگر چه نمی توان انکار کرد که متاسفانه امروز جز این شرکت نیمه دولتی کمتر شرکتی برای سرمایه گذاری وارد صنعت بازی می شود و با تمام این تفاسیر بودنش بهتر از نبودنش است ولی خطر جدی که صنعت بازی ایران را برای پیشرفت تهدید می کند تنبل شدن و وابستگی بیش از حد بازی سازان به کمک این شرکت است به صورتی که اگر دقایقی کمکها قطع شود کل پروژه تعطیل می شود هرچند دور از انصاف است که به نبود ناشر خوب، وجود بازی های قدرتمند خارجی با قیمتی ارزان و بالا بودن هزینه های تولید یک بازی تجاری که از جمله عمده ترین مشکلات امروزه شرکت های ساخت بازی است اشاره ای نکنیم ، متاسفانه از طرف دیگر جبهه استکبار و صهیونیزم جهانی با سو استفاده از دانش ساخت بازی مشغول وارد کردن سیاسی ترین و خطرناک ترین بازی ها بر علیه اسلام و ایران است. اگر تا دیروز به شکل غیر مستقیم به کشور ما حمله می شد یا آن را با کمک نماد های تصویری مظهر شرارت نشان می دادند امروز مستقیماً با ما در فضای مجازی بازی های رایانه ای وارد جنگ شده اند و فکر می کنم وقت آن رسیده که ما هم با کمک این دانش پاسخی در خور توجه به آنها بدهیم.
اما کاری که باید کرد یک نمایش خوب از قدرت بازی سازان در سرتاسر کشور و نمایش قدرت به همه دنیا با یک مدیریت منسجم و هوشمندانه و در قالب مسابقه ای بزرگ است. مسابقه ای ملی که هر کس از سرتاسر نقاط این کشور براحتی بتواند در آن شرکت کند، بتواند با سایر هموطنانش در پیشرفت کارش مشورت و نمونه هایش را نمایش و حتا از رقبایش برای پیشرفت خود کمک بگیرد. این حرکت عظیم مسلماً کار ساده ای نیست و نیاز به مدیریت قوی دارد و جزئیات چگونگی اجرای این کار هم اکنون به شدت توسط تیم بازی ساز در حال بررسی است. در این میان تنها چیزی که از هواداران بازی ساز می خواهم این است که به حرف های کسانی که از روی جهل می زنند توجه ای نکنند بهترین جواب برای این افراد همان سکوت است. بزرگترین خیانت در شرایط امروز این است که به جای ارسال چند مطلب علمی و آموزنده مشتی حرف بی ارزش زده شود و نه تنها کاری برای پیشرفت این دانش در ایران نکنند بلکه با این کار با اعصاب عده ای که آمده اند یاد بگیرند یا یاد بدهند بازی کنند. من دوست ندارم حتا یک نفر هم به شکل موقت اخراج شود. امروز اگر در برخی تارنماها یک تو به مدیر آن تارنما بگویی به سرعت نور دسترسی تو را قطع می کنند اما من به تیم بازی ساز اجازه ندادم حتا کاربرانی که توهین آمیز ترین حرفها را به من نسبت دادند را اخراج کنند چون می دانم این حرفها از روی جهل و ندانستن است.
دوستان عزیزم توجه کنید که در این میان هر کس که به ما کمک کند از ما حمایت کند و ما را همراهی کند در حقیقت به خودش کمک کرده که این صنعت پیشرفت کند. مسابقات بازینامه نویسی که امروز برخی شرکت ها برگزار می کنند همان مسابقات داستان نویسی است که نامش را به بازینامه تغییر داده اند و من اطمینان دارم خیلی از کسانی که در این مسابقات شرکت می کنند حتا از اصول کلی طراحی بازی اطلاعات چندانی ندارند اما مسابقه ای که تارنمای بازی ساز اجرا خواهد کرد به نوعی طراحی شده است که افراد حتا اگر اطلاعات زیادی از کار ندارند با دیدن پیشرفت رقبا و حتا کمک گرفتن بتوانند باعث پیشرفت خودشان هم بشوند و به نوعی در مسابقه ای علمی عملی آموزشی وارد شده اند و مهمترین نکته این مسابقه این است که هیچ کس دست خالی از این مسابقه بیرون نخواهد آمد حتا اگر بازی سازی را به تازگی و با کمک آموزش های دانشگاه بازی ساز آغاز کرده باشد و مهمترین چیزی که بدست خواهند آورد یک تجربه مثبت و سابقه ای خوب از خودشان می باشد. البته یکی از علت های حضور افتخاری من در این مسابقه بزرگ همین علت است که بتوانم در کنار استفاده از راهنمایی های خوب شما در بازی ام تا آنجا که می توانم با دادن پیشنهاد و انتقاد به شما کمک کنم و روحیه بدهم. بزودی همه با هم و دست به دست هم واقعه ای بزرگ را رقم خواهیم زد و این شعار نیست بلکه استعدادهای نابی که من می بینم این وعده را می دهد.
تلخی و شیرینی های این روزهای رو به پایان
نویسنده محمد غضنفری در دسته : اندیشه های من در تاریخ : مرداد ۱۶م, ۱۳۹۰
به نام خدا

در این روزهای رو به پایان چشمانم تلخی ها و شیرینی های زیادی را تجربه می کند. یک چشمم به خستگی تیم بازی ساز است. یکی می گوید آقای غضنفری عده ای دارند ما را مسخره می کنند و به اسم انتقاد به دانشگاه ما لقب کودکستان می دهند به آنها لبخندی می زنم و می گویم: مگر این همه سال ما را مسخره نکرده اند اشکالی ندارد نمی دانند که ما الان چه کار می کنیم اگر می دانستند این کار را نمی کردند در آینده پشیمان خواهند شد
شخصی دیگر می گوید تا کی باید ادامه بدهیم؟ می گویم چند سال است که صبور بودید این ماه های آخر را هم با من باشید تا انتهای راه را ببینید.
شخصی کاغذی به دستم می دهد. نظرات کسانی که درخواست ثبت نام دادند. وقتی نظرات این جوانان را می بینم قند در دلم آب می شود می دانید چرا چون لذت می برم که انقدر افراد هستند که با عشق دنبال یادگیری هستند. با خودم فکر می کنم در این روزهای پایانی اگر بتوانیم محرک شروعی برای این ها باشیم چقدر ایران پیشرفت خواهد کرد.
مثلا این چند نظر قشنگ را بخوانید:
احسان .ب از تهران
من از بچگی آرزوی بازی سازی داشتم . وقتی بچه تر بودم (۱۱ سالگی) یه چندتا بازی هم ساختم (با گیم میکر) ولی الان می فهمم که یک بازی سازی یک کار تک نفره نیست و کار تیمیه . بیشتر دوست داشتم داستان نویسی برای بازی یاد بگیرم و در این زمینه فعالیت کنم . آقای متین ایزدی توی مجله ی دنیای بازی یه چارت خوب داره.می خواستم با یه همچین سیستمی یاد بگیرم . من خیلی دوست داشتم یه چند نفر که علاقه مند به کار تیمی و مجانی هستند رو پیدا کنم و با اونها کار کنم.
حمیدرضا . ج از زنجان
اینطور مرجعی برای آموزش بازی سازی خالی بود
بهزاد . ر از تهران
قبلا با udk کار کردم کامپیوتر خانه ام هم فوق العاده ضعیف است تو رو خدا زیر دیپلم رو هم برای دانش آموزان قرار دهید
کیانوش . ص از رفسنجان
راهش رو نمیدونستم که شما به دادم رسیدید.بی نهایت ممنونم امیدوارم (جدا) یه روز به عنوان بازی ساز (طراح بازی) توی E3 باشم و بگم بازی سازی رو با سایت بازی ساز شروع کردم.
سمیرا ر از بابل
باسلام خواستم بگم من فقط از طریق چند تا از همکلاسی های دانشگاه بااین کار اشنا شدم ازاین حرفه خوشم اومده
و یک عالمه نظرات قشنگ قشنگ دیگه احساس وظیفه ام بیشتر شده و احساس می کنم خداوند رسالتی رو به گردنم گذاشته اون رسالت اینه که با تمام وجودم باید برای این دوستان خادمانه کار کنم یادشان بدهم و بعد از صحنه کنار بروم و علاوه بر این که خودم بازی های خودم را بسازم شاهد ساخته شدن بازی های قشنگ این همه علاقه مند باشم. نمی دونم چرا این طوری شد چرا یک سری اتفاقات تلخ افتاد و باعث شد یکدفعه ما چند هفته نتوانیم نام های کاربری را برای همه بفرستیم اما مطمئنم در پس این اتفاقات عجیب و غریب خداوند چیزهایی را به من نشان داد که باید می دیدم و می شنیدم. این روزهای آخر دیگر شب ها هم نمی خوابم بلکه خواب به سراغ من می آید. می دانم که بعد از من خیلی های دیگر می آیند. تارنماهای زیادی ایجاد خواهد شد و بازی سازی بیشتر از این ترویج خواهد شد پس این را بدانید بازی ساز از ابتدا تا انتها فقط نقش یک محرک را برای شما داشته و دارد و چیزی که باعث پیشرفت شما خواهد شد خود شما هستید. این راه ادامه خواهد داشت…
ای کاش که باران ببارد
نویسنده محمد غضنفری در دسته : اندیشه های من در تاریخ : تیر ۰۸م, ۱۳۹۰
بسم الله الرحمن الرحیم
ای کاش که باران ببارد
چند وقته که سخت دلم گرفته. اخبارهایی که از فساد و گناه تو همه جا می شنوم از بی بند وباری هایی که امروز جامعه ما رو فرا گرفته. از این همه معضلات اجتماعی که امروز گریبان گیر جوانانمونه. از پک زدن های عمیق یک دختر معتاد که سن و سالش شاید به بیست نرسد در گوشه خیابان به سیگار و لبخند رضایت بخشش.
خدایا ای کاش که باران بباره.
وقتی می شنوم که آن ملعون سعودی آلت خودش را به صورت زن شیعه معترض بحرینی در زندان می مالد و وقتی صدایی از هیچ سازمان بین المللی و حقوق بشری بلند نمی شود. سرهنگ دیوانه لیبی مشغول به خاک و خون کشیدن مردم خودش برای بقای مقام خود است. خاورمیانه در غبار دود و خون و فریاد و اعتراض قرار گرفته و این غبار اعتراض اکنون به اروپا و شاید در آینده به جاهای دیگر برسد. بی عدالتی و کشت و کشتار و ریخته شدن خون مردم بی گناه و تجاوز و دروغ همه دنیا را فرا گرفته و کثیفی در گوشه گوشه دنیا خودش را نشان می دهد
ای کاش که باران بباره
دنیا از بی عدالتی و کثیفی پر شده. شیطان همه جا مشغوله خراب کاری و وسوسه است. فساد و بی بند و باری در همه جا است.. از حضرت على علیهالسلام روایت شده که فرمود: مرد کورى از حضرت فاطمه علیهاالسلام اجازه ورود خواست، ایشان خود را در پوشش قرار داد،پیامبر فرمود:چرا خودت را در پوشش قرار دادى در حالیکه او تو را نمىبیند؟ فرمود:
اگر مرا نمىبیند من او را مىبینم، و او بو را احساس مىکند. اکنون آن حجاب و عفاف مثل یک ویترین گوشه آیات قرآن مونده و خیلی ها آزادانه تصاویر بدون حجابشان را در facebook و خیلی جاهای دیگر منتشر می کنند.
ای کاش که باران بباره
بی بند و باری آنقدر رواج پیدا کرده که خیلی ها در راه نجات ناموس مردم چشمشان را هم از دست می دهند و انگار که نه انگار
برخی مردها گردنبند طلا بر گردن خود می بندند و از آن طرف دختری معصوم برای خرج عمل مادرش گردنبند طلای خود را می فروشد.
در ماهواره ها کسانی که دستان نا محرمی را در دستان خود می گیرند و به بی بند و باری مشغولند آدمهای زرنگی هستند و آن جوانی که پاک دامنی خودش را حفظ و شیوه پیغمبری را پیش می گیرد بی عرضه و امل خطاب می شود. و اینها نتیجه چه می تواند باشد جز جنگ بزرگ فرهنگی شیطان بزرگ که تا حدود زیادی در بخشی از جامعه ما رسوخ پیدا کرده.
به این فکر می کنم که ما چقدر از آن اسلام حقیقی فاصله گرفتیم. امروز خیلی ها دم از ملی گرایی می زنند هر کس می گوید نژاد ما برتر است امّا آیا با افکار نژادپرستی ما انسان ها می توانیم در کنار هم سالها در صلح و آرامش زندگی کنیم. آیا اگر با این فرض که نژاد سیاه پست است باید به آنها به دیده برده نگاه کنیم در حالی که کوروش کبیر سالهای سال پیش از این اعلام کرد که من رسم یرده داری را برداشتم و آیا کسی که چنین حرفی را می زند نژاد پرست است. پیامبر ما حضرت محمد که بارها و بارها برده ها را می خرید و آزاد می کرد در بسیاری از قوانین اسلامی کفاره برخی از کارها را برابر با آزاد کردن تعدادی برده دانستند اینها همه نشان می دهد که هیچ انسانی نباید تا آخر عمر نوکر رایگان کسی دیگر باشد انسان از هر نژاد و دینی که باشد مخلوق خداوند است و باید به او احترام گذاشت. انسان عقل و خرد خود را مدیون خالق خود است. اما امروز می بینیم که هنوز هم کسانی هستند که دم از انسان گرایی و امانیسم می زنند. شیطان از گذشته های دور هدفش بی دین کردن مردم بوده و هنوز هم هست و از هیچ تلاشی برای این کار دست بر نمی دارد. ویل دورانت را همه می شناسید او کسی بود که تمام عمر خود را وقف تاریخ کرد. امّا او تاریخ را همینطوری بدست نیاورد ده ها سال به تمام نقاط جهان از جمله کشور خود ما ایران هم آمد و با انسان های فراوانی صحبت کرد و ارتباط داشت. او در نهایت بعد از دیدن این همه انسان چه گفت: هر انسانی مقداری دین در وجودش هست حتا آن که می گوید من بی دینم اشتباه می کند آن هم دین در وجودش است. منشا بسیاری از جنگ ها همین نژاد و ملیت بوده و هست. می گویند اسکندر ملعون (مقدونی) همانی که چند روز میخارگی و بی بند و باری کرد و آنقدر این کار را کرد که به درک واصل شد وقتی بعد از سالهایی که از فتح ایران می گذشت پیرمردی شعری ایرانی را به زبان یونانی جلوی او می خواند آن ملعون آن پیرمرد ایرانی را می کشد به جرم این که چرا شعر ایرانی خواندی تو باید همه چیزت یونانی بشود. این همه خون ریزی فقط به خاطر این که ما انسان ها نمی خواهیم همدیگر را به عنوان همنوع دوست داشته باشیم در حالی که تا به حال هیچ حیوانی به هم نژادش به خاطر این مسائل حمله نکرده و ان را نکشته و انسانی که هم نوع خودش را پست تر از خودش بداند از آن حیوان کمتر می فهمد.
ای کاش که باران بباره
باران بیاید و همه این کثیفیها را پاک کند همه این بی عدالتی هایی که در دنیا می شود را نابود کند ای کاش که باران عدالت ببارد
ای کاش که مهدی بیاید
پیام نوروزی محمد غضنفری به تمام بازی سازان سال ۹۰ سال موج بازی سازان مستقل
نویسنده محمد غضنفری در دسته : اندیشه های من در تاریخ : فروردین ۱۲م, ۱۳۹۰
بسم الله الرحمن الرحیم
سال ۹۰ سال موج بازی سازان مستقل
با نام و یاد خدا پیام نوروزی سال ۹۰ خود را به جامعه علمی فناوری ساخت بازی و شبیه سازی ارائه می دهم. در ابتدا می خواهم نوروز باستانی را به همه شما عزیزانم تبریک بگویم. سالی که گذشت سالی بسیار پر بار و خوب بود و به حق می توان گفت سال همت مضاعف و کار مضاعف تمام بازی سازان ایرانی بود. در سال ۸۹ ما شاهد موفقیت های چشم گیری در ضمینه فناوری ساخت بازی در کشورمان بودیم و این پیشرفت ها به خاطر تلاش و پشتکار تمام جوانان این مرز و بوم است. تلاش هایی که به لطف خدا به خوبی به ثمر رسید. در سال ۸۹ از بازی های بسیار خوبی رونمایی شد که از جمله آن می توان به بازی خوب گرشاسپ اشاره کنم. بازی که به حق در شرایط زمانی فعلی یک پدیده بود. البته نکته ای که نباید در مورد این بازی فراموش کرد این بود که در این بازی به خوبی از بهترین تکنیک های گرافیکی و شیدر ها استفاده شد. و نکته بعد این بود که سازندگان بازی به حق به توصیه که من کردم عمل کردند. چون من خودم شخصاً این بازی را در اردیبهشت سال گذشته آزمایش کردم و نمونه آزمایشی بسیار پر خطا بود و من به سازندگان گفتم که باید دو برابر زحمتی که برای ساخت بازی کشیدند برای آزمایش بازی بکشند و نمونه نهایی بسیار عالی و خوب و با کمترین خطای فنی ممکن ارائه شد.
همچنین دوست سابقم مهدی بهرامی موفقیت های چشم گیری داشت که به عنوان یک بازی ساز مستقل سخت کوش باید مورد الگوی همه قرار بگیرد و من آرزویم این است که تک تک شماها بتوانید مثل او ایده های خود را به بازی تبدیل کرده و همچون او به تمام دنیا نشان بدهید.
سال جاری یک واقعه تلخی هم افتاد و آن هم بسته شدن تارنمای دوست عزیزمان مهدی فنایی بود. مهدی فنایی یکی از نخبگان استان سیستان و بلوچستان است که فعالیت های او نقش زیادی در پیشرفت خیلی از افراد داشت به خصوص این که تارنمای ایشان با ایجاد مسابقات مختلف سعی می کرد تا آنجا که می تواند بازی سازها را به جنب و جوش بیاورد. اگر چه من به دلیل کمبود وقت دورادور فعالیت های ایشان را نظارت می کردم اما به شخصه فعالیت های ایشان را مورد تقدیر قرار می دهم و در هر کجایی که است برایش آرزوی موفقیت می کنم.
امسال تارنمای بازی ساز تا آنجا که می توانست فعالیت های تبلیغاتی خودش را برای جذب حداکثری علاقه مندان انجام داد و به لطف خدا موفق شد به دهها گروه دانشجویی و صدها علاقه مند منابع اطلاعاتی و راهنمایی و بسته های حاوی ابزارها و آموزش ها را ارائه بدهد. مسلماً ما مطمئنیم تمام این تلاش ها امسال نتیجه خواهد داد و باعث افزایش بازی های مستقل خواهد شد. نکته جالب توجه این بود که طبق آمار رسمی که توسط بخش فروش به من ارائه شد ۸۰ درصد خریداران محصولات از استانهایی به غیر از تهران بودند که این نشان می دهد که ما باید توجه اصلی مان را معطوف شهرستان های مختلف بکنیم این را من در پیام نوروزی سال گذشته ام هم گفتم. اتفاق مهم دیگری که امسال افتاد رونمایی از دانشنامه بازی ساز بود که این دانشنامه نقش خیلی مهمی در پیشرفت دوستان دارد به خصوص این که وجود چنین دانشنامه ای یک نیاز بسیار اساسی برای همه بود. این دانشنامه به خصوص در ارتباطات به شکل چت و تالار گفتمان بین بازی سازان مبتدی ایرانی و خارجی بسیار مهم است. چون اکثر بازی سازان خارجی در بین صحبت هایشان از اصطلاحات تخصصی خیلی زیادی استفاده می کنند و مسلماً ممکن است یک بازی ساز مبتدی در حین ارتباط با وجود بلد بودن زبان انگلیسی خوب نتواند معنی برخی لغات را متوجه بشود و این دانشنامه به خصوص نسخه Babylon آن به خوبی در این جور مواقع می تواند به کمک شما بیاید همچنین در خواندن مقاله یا مطلب علمی وقتی به لغات تخصصی می رسید می توانید به سرعت معنای لغات را متوجه بشوید. نکته جالب این است که استقبال از دانشنامه بازی ساز در ماه اوّل انتشار به حدی زیاد بود که ده ها گیگابایت پهنای باند تارنمای بازی ساز در همان چند هفته اوّل به اتمام رسید و موجب بسته شدن چند روزه تارنما گردید که ما از این استقبال وسیع بسیار خوشحال شدیم.
البته باید یک اشاره ای هم به بزرگترین عیب های تارنمای بازی ساز از دیدگاه کاربران بکنیم. بیشترین ایراد در درجه اوّل سنگین بودن قالب و برخ اشکالات در هسته اصلی تارنما است که ما تمام تلاشمان را انجام دادیم و می دهیم تا آنجا که می توانیم از حجم تارنما کم کنیم امّا این نکته را توجه داشته باشید حجم اطلاعاتی که ما وارد تارنما می کنیم بسیار بالا است و لحظه به لحظه بیشتر می شود و ما تا آنجا که توانستیم باگ های هسته اصلی تارنما را گرفتیم و می گیریم و در کل اگر کم و کاستی است امیدوارم شرایط ما را درک کنید ایراد دوم هم مربوط به اشتباهات تایپی است که علت این اشتباهات فراوان تایپی این است که ما بیشتر مطالب تارنما را بدلیل کمبود وقت به شکل عجله ای وارد می کنیم و عجله باعث می شود که دقت کار کم شود و اشتباهات تایپی بسیار زیاد شود چون حجم کاری بسیار زیاد است و تیم بازی ساز علاوه بر فعالیت در این تارنما برای تامین هزینه های خودش در جاهای دیگر هم فعالیت های تحقیقاتی انجام می دهد. در کل ما تلاش می کنیم که از امسال هر دو این مشکلات بر طرف شود.
اگر چه اتفاقاتی هم برای ما افتاد که انتظار چنین اتفاقاتی را به هیچ عنوان نداشتیم. دوست دارم خاطره ای را برای شما تعریف کنم. نوروز سال گذشته من در حین خدمت مقدس سربازی و در گوشه آسایشگاه افسران یک پادگان نظامی نشسته بودم و در حالی که اطرافم پر از کاغذهای متون انگلیسی تخصصی بود و سخت مشغول و ترجمه و نوشتن دانشنامه بازی ساز بودم برخی از افسران هم خدمتی من به من می گفتند: آقای غضنفری، حیف که ما از کارهای تو سر در نمی آوریم وگرنه کمکت می کردیم. و من هم لبخندی می زدم و می گفتم: همین که دوست دارید به من کمک کنید این خود بزرگترین کمک به من است.
من روی صحبتم را به کسانی که می خواهند تازه وارد این صنعت بشوند می کنم. دوستان من اگر روزی پیشرفت کردید و به موفقیت های چشم گیری رسیدید جایی که از آن شروع کردید را فراموش نکنید. یادتان نرود که از کجا شروع کردید و بدانید که دوستانی هم هستند که مثل شما ایده های قشنگ دارند امّا چون دانش کار را ندارند باید راه سختی را طی کنند. به دوستانتان کمک کنید از تجربیاتتان به آنها بیاموزید. شهرت واقعی این است که نام شما بعنوان یک معلم تا آخر عمر در ذهن خیلی ها باقی بماند وگرنه اگر در تمام رسانه های دنیا تصویر شما پخش شود این شهرت زودگذر و فراموش شدنی است. من هنوز بعد از چندین و چند سال چهره و نام معلم کلاس اوّل ابتدایی مان کسی که خواندن و نوشتن را به من داد به یاد دارم و او را هرگز فراموش نخواهم کرد.
دوستان عزیز بدانید که من همه شما را دوست دارم. اگر در سالهای گذشته نقدی کردم از سر دلسوزی بود وگرنه من از هیچ کس متنفر نیستم. هر کس که در این سالها یک قدم برای پیشرفت دانش ساخت بازی برداشته باشد در قلب من جا دارد. تارنمای بازی ساز به هیچ کس به عنوان رقیب و دشمن نگاه نمی کند. من از بعد از سال ۱۳۸۶ در هیچ تارنمای فارسی زبان مربوط به ساخت بازی به غیر از تارنمای منحل شده تورک پارسیان (که آموزش هایی پیرامون موتور Torque) ارائه می داد و تک اینفو فعالیت نکردم. برخی از دوستان از روی علاقه برخی از مطالب تارنمای ما را در برخی از تالارهای گفتگو فارسی زبان می گذاشتند و متاسفانه اکثر این افراد از برخورد بسیار بد برخی کاربران این تارنماها و مدیرانشان به ما می گفتند تا آنجا که حتا برخی تاپیک های این افراد بدون هیچ دلیلی حذف گردید. من واقعاً متاسفم می شوم که چرا حقیقتاً باید انقدر منیت و غرور در برخی از این افراد وجود داشته باشد امیدوارم در آینده دیگر شاهد چنین کارهایی نباشیم.
این نکته را بگویم که تمام فعالیت هایی که امروز در تارنمای بازی ساز می بینید من قصد داشتم سال ۱۳۸۶ بر روی یک تارنمای دیگر که امروز دیگر وجود ندارد انجام بدهم که عدم همکاری مدیر آن تارنما باعث گردید که تمام برنامه ها تا چند سال به تعلیق بیافتد.
سال گذشته با تمام خوبی ها و بدی هایش به اتمام رسید. و من ترجیح می دهم از آینده و برنامه های آینده ام صحبت کنم. خوشبختانه من به اکثر اهداف و برنامه هایی که داشتم رسیدم امیدوارم امسال هم به برنامه هایی که برای شما عزیزان دارم برسم. سالی که گذشت تجربیاتی زیادی را برای ما به همراه داشت و تمام این تجربیات باید توشه راهمان برای امسال باشد. امسال من قصد دارم یک انقلاب بزرگ برای بازی سازان مستقل و تجاری انجام بدهم. من امسال هم برای افراد حرفه ای و هم برای افراد مبتدی برنامه هایی دارم که مسلماً با شنیدن این برنامه ها هر دو گروه غرق شادی خواهند شد.
همانطور که می دانید من یا حرفی را نمی زنم و یا اگر بزنم آن را عمل خواهم کرد پس مطمئن باشد به لطف خداوند وعده های من عملی خواهد شد.
من در این پیام نوروزی رسماً اعلام می کنم که انشالله تا چند ماه آینده اوّلین و تخصصی ترین دانشگاه مجازی توسعه بازی افتتاح خواهد شد. این دانشگاه مهمترین و بزرگترین حرکت من است که توسط آن به هدف بسیار مهمی خواهیم رسید. امروز بسیاری از علاقه مندان هستند که ایده های بسیار زیبا و قشنگ دارند امّا متاسفانه دانش تبدیل این ایده ها به یک بازی مستقل و نمایش آن به نمایشگاه ها و مسابقات معتبر ملی و بین المللی را ندارند. یکی از اهداف چندین ساله من این است که از ۰ تا ۱۰۰ ساخته شدن بازی های مستقل سه بعدی را به زبان فارسی یاد بدهم و به لطف خدا امسال این کار را انجام می دهم. دوستان عزیز من به خودم قول دادم که تا این کار را نکنم و تا به دوستانم یاد ندهم که چگونه ایده هایشان را به بازی تبدیل کنند هیچ وقت هیچ بازی مستقلی از خودم را در فضای مجازی نمایش ندهم و تا امروز سر قولم هستم و امسال سالی است که با انجام این حرکت هم من و هم شما با قدرت نمونه هایمان را به تمام دنیا نشان خواهیم داد. امسال سال موج بازی سازان مستقل است. موجی که لحظه ای آرامش ندارد و می خواهد بهترین جایگاه های بین المللی و ملی را فتح کند.
من امسال با تاسیس دانشگاه بازی ساز قول می دهم کاری کنم که همه یاد بگیرند که چگونه بازی های مستقل عالی بسازند. دوستان عزیز متاسفانه برخی از افراد که دارای لابی های قوی هم در رسانه ها هستند در نقش کارشناس می آیند و در این رسانه ها می گویند که با موتورهای قدرتمند مثل Torque ، Unreal یا Unity کار نکنید. چون خیلی سنگین است. امّا من به شما می گویم که خیلی از بازی سازان مستقل را می شناسم که بازی های بسیار زیبایی با کمک همین موتورها ساخته اند. استفاده از بهترین ابزارها برای ساخت بازی های بهتر حق طبیعی شماست و هیچ کس نمی تواند این حق را از شما بگیرد. این افراد متاسفانه حتا موفق شدند جلوی فعالیت تارنمای بازی ساز که قصد داشت یک حرکت آموزشی را انجام بدهد بگیرند. حقیقت این است که این افراد خیلی قلیل دوست دارند این دانش تنها در اختیار شرکت های خودشان باشد و نمی خواهند که دیگران این دانش را یاد بگیرند و متاسفانه از هیچ فعالیتی هم دریغ نمی کنند تا آنجا که جلوی پخش فیلم های آموزشی ما را می گیرند و به جای آن می گویند که برای ساخت بازی مستقل باید از یک خونه با چه متراژی استفاده کرد.
در کل قدر اطلاعات و دانشی که تارنمای بازی ساز در اختیارتان می گذارد را بدانید. من اگر تعریفی از تارنمای بازی ساز می کنم بدانید که از سر غرور نیست بلکه می خواهم قدر این اطلاعات و مطالب را بدانید.
امسال سالی است که همه ما باید پیشرفت کنیم و برای پیشرفت باید بیش از پیش تلاش کنیم. من امسال سه کتاب را انشالله منتشر خواهم کرد. یکی از این سه کتاب رمان است و مجموعه داستانهایی است که با سبکی رمانتیک درسهای موفقیت زیادی را یاد می دهد که البته چون ارتباطی با بحث ما ندارد وارد چزئیات نمی شوم. امّا دو کتاب دیگر علمی است و پیرامون برنامه نویسی تخصصی ساخت بازی می باشد. این دو کتاب که برای اوّلین بار است با موضوع برنامه نویسی تخصصی ساخت بازی ارائه می شود حاصل چند سال تلاش و تحقیق من می باشد و با مطالعه این دو کتاب یک فرد به شکل پایه ای با برنامه نویسی موتور و DirectX آشنا می شود. کسانی که مقالات من را مطالعه کردند می دانند که من چگونه می نویسم. سبک نویسندگی من این است که تا آنجا که ممکن است همه چیز را واضح می نویسم و تا آنجا که می توانم طوری توضیح می دهم که شخص با کمترین اطلاعات پایه هم بتواند درک کند. این نکته را هم فراموش نکنید که من هیچ وقت یک مترجم نبودم و نیستم و تا به حال هیچ مطلب علمی از من منتشر نشده که من خودم آن را بلد نباشم و یاد نگرفته باشم. به لطف خدا به موفقیت های چشم گیری هم رسیدم امّا به خاطر قولی که به خودم دادم تا قبل از تاسیس دانشگاه بازی ساز و رسیدن به هدفم که یاد دادن کامل راه توسعه بازی است هیچ نمونه ای از خودم را نشان نمی دهم.
انشالله به لطف خدا تا تابستان هم دانشگاه بازی ساز برای کسانی که دوست دارند از موتورهای آماده برای ساخت بازی مستقل استفاده کنند و هم این دو کتاب برای کسانی که می خواهند خودشان از پایه یک موتور را بنویسند ارائه خواهد شد. من دوست دارم که امسال سالی باشد که موج بزرگی ایجاد شود و من نتایج کارهای شما را ببینم و لذت ببرم.
تمام این کارها هزینه های بسیار زیاد و فراوانی دارد و من با تمام وجودم هر هزینه ای که باشد برای پیشرفت همه شما جوانان ایران زمین می پردازم چون خودم را خادم شما می دانم و وظیفه خودم می دانم که تا آنجا که توان مالی داشته باشم برای شما خرج کنم.
امسال همه باید با یک اتحاد قوی دست در دست هم دهیم و برای پیشرفت قدم های بزرگی برداریم. امسال سالی متفاوت برای ما بازی ساران مستقل ایران زمین است. پس پیش به سوی موفقیت …
محمد غضنفری
۱۳۹۰/۰۱/۱۲
حمایت از بازی های رایانه ای وظیفه هر بازی ساز است
نویسنده محمد غضنفری در دسته : اندیشه های من در تاریخ : بهمن ۰۹م, ۱۳۸۹
بسم الله الرحمن الرحیم
حمایت از بازی های رایانه ای وظیفه هر بازی ساز است.
هر بازی ساز و علاقه مند به بازی های رایانه ای ممکن است در میان اقوام، دوستان و … مورد پرسش قرار بگیرد. او باید بتواند در برابر سوالها جواب داده و از شغل و کار خود دفاع کند. بازی های رایانه ای امروز اسباب بازی مدرن بچه ها است. اگر بچه ها تا دیروز یک خودروی کوچک را در دستان خود می گرفتند و با صدای قام قام آن را حرکت می دادند امروز آنها می خواهند یک فرمان را در دستان خود بگیرند و پشت مانیتور و در یک محیط مجازی یک خودروی حقیقی را کنترل کنند. عصر عوض شده و همانطور که مردم آپارتمان نشین شده اند شیوه بازی کردن بچه ها هم تغییر یافته امّا عده ای نمی خواهند یا نمی دانند که موضوع از چه قرار است و این وظیفه شما است که از کاری که انجام می دهی با اطمینان و قدرت دفاع کنی و بگی. این وظیفه توست که از بازی های رایانه ای دفاع کنی. مطلبی که امروز می خواهم برایتان بنویسم مناظره کوتاهی است با زنی سالخورده که مشاوره کودکان و از مخالفین سرسخت بازی های رایانه ای است. کسی که خود را نفی کننده بازی های رایانه ای می دانست.
ساعات آخر نمایشگاه بود و در غرفه نشسته بودم که زنی سالخورده خود را به غرفه رساند. ابتدا وقتی موضوع و کار ما را دید تعجب کرد و گفت بازی را نفی نمی کنی؟ گفتم: خیر
- ولی من بازی های رایانه ای را نفی می کنم.
- چرا
- بازی های رایانه ای آثار منفی بر روی کودک می گذارد.
- در همه جای دنیا از جمله کشور ما قوانینی برای تعیین سن برای هر بازی است. پدر و مادرها چون فرهنگ سازی وجود نداشته نمی دانستند که چه بازی برای چه سنی مناسب است ولی اگر این معیار را رعایت کنند هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد.
- بازی های رایانه ای قابلیت جذابیت دارد (منظور اعتیار آور است)
- خوب اگر پدر و مادر ساعات کاری یک بچه را کنترل کنند مسلماً می توانند این اعتیاد را کنترل کنند.
- نمی توانند.
- می توانند.
- چند سالته؟
- …
- چقدر بازی می کنی؟
- کم و بیش
- پس خودت هم کم بازی می کنی تجربی تا به حال کار نکردی
- ببینید اگر یک بچه مدت ها روزی ۵ ساعت بازی کند و یکدفعه به او بگویی ۲ ساعت کار کن بله حرف شما درست است امّا اگر از ابتدا کنترل بشود این کار شدنی است. در صورتی هم که ساعات کاری آن زیاد شده باید کم کم ساعات کار کردن با بازی را کم کنیم مثلاً ۵ ساعت را ۴٫۵ ساعت کنیم و بعد همینطور کم کنیم و در همین حین هم بچه را با زبان خودش توجیه کنیم که زیاد بازی کردن کار خوبی نیست.
مدتی ساکت ماند. ادامه دادم.
- معضلات زندگی شهری، آلودگی هوا، خطراتی که در بیرون از خانه وجود دارد پس چه خوب است که بچه با نظارت و در حضور پدر و مادر در خانه بازی کند.
باز هم سکوت می کند و بعد بحث را عوض می کند.
- نرم افزار ساخت این بازی ها را هم دارید؟
می خواهم بحث را برگردانم سر جای اوّل که لامپ ها خاموش می شوند از بلندگو اعلام می شود که زمان نمایشگاه به پایان رسیده است. او خداحافظی می کند و می رود و من در این فکرم که چند نفر دیگر از این افراد وجود دارند که فکر می کنند با نفی بازی می توانند جلوی این سرگرمی نوین را از بچه های تشنه به فناوری های نوین و بازی های روز بگیرند.
گوشه هایی از مزامیر داوود نبی (علیه السلام)
نویسنده محمد غضنفری در دسته : اندیشه های من در تاریخ : دی ۲۰م, ۱۳۸۹
به نام خدا
گوشه هایی از مزامیر داوود نبی (علیه السلام)

الان که این متون را می نویسم اشک در چشمانم جمع شده است. در سربازی که بودم هم خدمتی داشتم که به من می گفت تو آدم احساسی هستی. امّا من احساسی نیستم بلکه عاشقم. عاشق خداوندی که به خاطر داشتنش روز و شب حمد و ثنا به جا می آورم. نمی دانم چرا ولی دوست دارم روزی برسد که بتوانم صدای خدا را بشونم و بدانم اوّلین چیزی که او به من خواهد گفت چه است. آیا او مرا شماتت می کند که بنده خوبی نبودم یا به من خواهد گفت که من را بخشیده و یا به من می گوید که من بیشتر از تو به تو علاقه دارم بگذریم.
همه در وبلاگهایشان از عشق و عاشقی می نویسند. شعرهای عاشقانه و رنگین و چنین و چنان امّا عشق به چی عشق به کی چه چیزی ارزشش بالاتر است. من هم یک عاشقم و دوست دارم در وبلاگم از عشق بگویم. امّا عشق من تنها به معبودم است. به پروردگاری که در تمامی لحظات همراه من بوده و هست. خدا را دوست دارم نه به خاطر بهشتی که برای ما ساخته نه به خاطر این که به فکر ماست و ۱۲۴ هزار پیامبر را برایمان فرستاده و نه حتی به خاطر این که ما را خلق کرده بلکه خدا را دوست دارم چون با وجود هزاران خطا و گناه و اشتباه باز هم ما را دوست دارد و عاشق ماست.
داوود نبی (علیه السلام) را همه می شناسید. همه شما می دانید که او به کنار کوه ها می رفت و مناجات می کرد. همه شما می دانید که وقتی اذان و مناجات او شنیده می شد تمام پرندگان و حیوانات می ایستادند و به نجواهای زیبای او گوش می دادند. امّا تا به حال از خودتان پرسیدید که او چه می گفته. من هر وقت مزامیر داوود را می خوانم مو به تنم سیخ می شود و از دعاهایش اشک در چشمانم جمع می شود. گوشه ای از مناجات های او را که در مزامیرش آمده برایتان می گذارم شما هم بخوانید با عشق بخوانید و همپون من لذت ببرید از این که چگونه یک عاشق با معشوقش که معبودش است با نجواهایش معاشقه می کند.
باب چهارم
طلب کمک در تنگی
ای خدای عدالت من، چون بخوانم مرا مستجاب نما در تنگی مرا وسعت دادی بر من کرم فرموده دعای من را بشنو ای فرزندان انسان تا به کی جلال من عار خواهد بود و بطالت را دوست داشته دروغ را طلبیدی اما بدانید که خداوند مرد صالح را انتخاب نموده است و چون او را بخوانم خداوند خواهد شنید.
باب پنجم
درخواست هدایت به راست
ای خداوند به سخنان من گوش بده در تفکر من تامل فرما ای پادشاه و خداوند به آواز فریادم توجه کن زیرا که نزد تو دعا می کنم ای خداوند صبحگاهان آواز مرا خواهی شنید بامدادان دعای خود را نزد تو آراسته می کنم و انتظار می کشم زیرا تو خدایی نیستی که به شرارت راغب باشی و گناهکار نزد تو ساکن نخواهد شد. متکبران در نظر تو نخواهند ایستاد از همه بطالت کنندگان نفرت می کنی دروغ گویان را هلاک خواهی ساخت خداوند شخص خونی و حیله گر را مکروه می دارد و امّا من از کثرت رحمت تو به خانه ات داخل خواهم شد و از ترس تو به سوی هیکل قدس تو عبادت خواهم نمود ای خداوند به سبب دشمنانم مرا به عدالت خود هدایت نما و راه خود را پیش روی من راست گردان.
باب ششم
دعا به هنگام پریشانی
ای خداوند مرا در غضب خود توبیخ منما و مرا در خشم خویش تادیب مکن ای خداوند بر من کرم فرما زیرا که پژمرده ام. ای خداوند مرا شفا ده زیرا که استخوان هایم مضطرب است و جان من به شدت پریشان است پس تو ای خداوند تا به کی ای خداوند رجوع کن و جانم را خلاصی ده به رحمت خویش مرا نجات بخش زیرا که در موت ذکر تو نمی باشد در هاویه کیست که تو را حمد گوید از ناله خود وا مانده ام تمامی شب تخت خواب خود را غرق می کنم و بستر خویش را به اشکها تر می سازم. چشم من از غصه کاهیده شد و به سبب همه دشمنانم تار گردید. ای همه بدکاران از من دور شوید زیرا که خداوند آوازه گریه من را شنیده است خداوند استغاثه من را شنیده است خداوند دعای من را اجابت خواهد نمود همه دشمنانم به شدت خجل و پریشان خواهند شد رو برگردانیده ناگهان خجل خواهند گردید.
باب سیزدهم
دعا برای مدد الهی
ای خداوند تا به کی برای همیشه مرا فراموش می کنی تا به کی روی خود را از من خواهی پوشید تا به کی در نفس خود مشورت بکنم و در دلم هر روزه غم خواهد بود. تا به کی دشمنم بر من سرافراشته شود ای یهو خدای من نظر کرده مرا مستجاب گردان چشمانم را روشن کن مبادا به خواب موت بخسبم. مبادا دشمنم گوید بر او قالب آمدم و مخالفانم از پریشانیم شادی نمایند و امّا من به رحمت تو توکل می دارم دل من در نجات تو شادی خواهد کرد برای خداوند سرود خواهم خواند زیرا که به من احسان نموده است.
فصل ۱۷
دعای مرد عادل
صلات داوود
ای خداوند عدالت را بشنو و به فریاد من توجه فرما و دعای مرا که از لب بی ریا می آید کوش بگیر داد من از حضور تو صادر شود چشمان تو راستی را بیند دل من را آزموده ای شبانگاه از آن تفقد کرده ای مرا قال گذاشته ای و هیچ نیافته ای زیرا عزیمت کرده ام که زبانم تجاوز نکند و اما کارهای آدمیان به کلام لب های تو خود را از راه های ظالم نگاه داشتم قدمهایم به آثار تو قائم است پس پاهایم نخواهد لغزید. ای خدا تو را خوانده ام زیرا که مرا اجابت خواهی نمود. گوش خود را به من فراگیر و سخن مرا بشنو رحمتهای خود را امتیاز ده ای که متوکلان خویش را بدست راست خود از مخالفان ایشان می رهانی مرا مثل مردمک چشم نگاه دار مرا زیر سایه بال خود پنهان کن. از روی شریرانی که مرا خراب می سازند از دشمنان جانم که مرا احاظه می کنند.
فصل ۲۲
سرود غم و پیروزی
ای خدای من ای خدای من مرا ترک کرده ای و از نجات من و سخنان فریادم دور هستی ای خدای من در روز می خوانم و مرا اجابت نمی کنی در شب نیز، و مرا خاموشی نیست.
فصل ۲۳
خداوند شبان من است
خداوند شبان من است، محتاج به هیچ چیز نخواهم بود، در مرتعه های سبز مرا می خواباند، نزد آبهای راحت مرا رهبری می کند، جان مرا بر می گرداند و به خاطر نام خود به راه های عدالت هدایتم می نماید، چون در وادی سایه موت نیز راه روم از بدی نخواهم ترسید زیرا تو با من هستی، عصا و چوب دستی تو مرا تسلی خواهد داد، سفره ای برای من به حضور دشمنانم می گسترانی سر مرا به روغن تزیین کرده ای و کاسه ام لبریز شده است هر آیینه نیکویی و رحمت تمام ایام عمرم در پی من خواهد بود و در خانه خداوند ساکن خواهم بود تا ابد الآباد.
فصل ۲۵
درخواست تعلیم الهی
ای خداوند به سوی تو جان خود را بر می افرازم ای خدای من بر تو توکل می دارم پس مگذار که خجل بشوم و دشمنانم بر من فخر نمایند بلی هر که انتظار تو می کشد خجل نخواهد شد آنانیکه بی سبب خیانت می کنند خجل خواهند گردید. ای خداوند طریق های خود را به من بیاموز و راههای خویش را به من تعلیم ده مرا به راستی خود سالک گردان و مرا تعلیم ده زیرا که تو خدای نجات من هستی و تمام روز منتظر تو بودم ای خداوند احسانات و رحمت های خود را به یاد آور زیرا که آنها از ازل بوده است خطایای جوانی و عصیانم را به یاد نیاور ای خداوند به رحمت خود و به خاطر نیکویی خویش مرا یاد کن خداوند نیکو و عادل است پس به گناهکاران طریق را خواهد آموخت مسکینان را به انصاف رهبری خواهد کرد و به مسکینان طریق خود را تعلیم خواهد داد همه راه های خداوند رحمت و حق است برای آنانیکه عهد و شاهدات او را نگاه می دارند.
ای خداوند به خاطر اسم خود گناه مرا بیامرز زیرا که بزرگ است، کیست آن آدمی که از خداوند می ترسد او را به طریقی که اختیار کرده است خواهد آموخت. جان او در نیکویی شب به سر خواهد برد و زریت او وارث زمین خواهند شد سر خداوند با ترسندگان او است و عهد او تا ایشان را تعلیم دهد چشمان من دائما به سوی خداوند است زیرا که او پاهای مرا از دام بیرون می آورد بر من ملتفت شده رحمت بفرما زیرا که منفرد و مسکین هستم تنگی های دل من زیاد شده است مرا از مشقت های من بیرون آور بر مسکنت و رنج من نظر افکن و جمیع خطایایم را بیامرز.
فصل ۲۶
دعای مرد عادل
ای خداوند مرا داد بده زیرا که من در کمال خود رفتار نمودم و بر خداوند توکل داشتم پس نخواهم لغزید. ای خداوند مرا امتحان کن و بیازما باطن و قلب مرا مصفی گردان زیرا که رحمت تو در مد نظر من است و در راستی تو رفتار نمودم با مردان باطل ننشسته ام و با منافقین داخل نخواهم شد از جماعت بدکاران نفرت می دارم و با طالعین نخواهم نشست دستهای خود را در صفا می شویم.
…
ای خداوند محل خانه تو را دوست می دارم و مقام سکونت جلای تو را، جانم را با گناهاکاران جمع مکن و نه حیات مرا با مردمان خون ریز که در دستهای ایشان آزار است و در دست راست ایشان پر از رشوه است. و امّا من در کمال خود سالک می باشم مرا خلاصی ده و بر من رحم فرما پایم در جای هموار ایستاده است خداوند را در جماعت ها متبارک خواهم خواند.
فصل ۲۷
اطمینان در خداوند
خداوند نور من و نجات من است از که بترسم، خداوند مرجای جان من است از که هراسان شوم چون شریران بر من نزدیک آمدند تا گوشت مرا بخورند یعنی خسمان و دشمنانم ایشان لغزیدند و افتادند اگر لشگری بر من فرود آید دلم نخواد ترسید اگر جنگ بر من بر پا شود در این نیز اطمینان خواهم داشت.
…
ای خداوند چون به آواز خود می خوانم مرا بشنو و رحمت فرموده مرا مستجاب فرما دل من به تو می گوید که گفته ای روی مرا بطلبی بلی روی تو را ای خداوند خواهم طلبید روی خود را از من نپوشاند و بنده خود را در خشم بر نگردان تو مدد کار من بودی ای خدای نجاتم مرا رد نکن و ترک منما. چون پدر و مادرم مرا ترک کند آنگاه خداوند مرا بر می گرداند ای خداوند طریق خود را به من بیاموز و به سبب دشمنانم مرا به راه راست هدایت فرما.
هفت نوع هوش
نویسنده محمد غضنفری در دسته : اندیشه های من در تاریخ : شهریور ۳۰م, ۱۳۸۹
به نام خدا
می خوام یک مقدار بیشتر در مورد اندیشه ها و تحقیقاتم پیرامون استعداد آدمیزاد بنویسم. انصافاً مغز انسان سرشار از شگفتی هاست شما فقط کافی است ابتدای مقاله شبکه های عصبی در بازی های رایانه ای را بخوانید تا تنها با اندکی از قدرت این قسمت مهم بدن انسان پی ببرید. به قدرت خداوند بزرگ که ما را به راستی اشرف مخلوقات خلق کرد.
می خواهم برایتان بنویسم که به تست های هوش خیلی توجه نکنید. من به شما اطمینان می دهم اکثر این آزمایش های هوش و ضریب هوشی در حقیقت یک نگرش مدرسه ای به هوش شماست و مغز شما چیزی فراتر از این است که بتوان نهایت استعداد آن را کشف کرد. امروزه متاسفانه کسانی را که دارای ضریب هوشی پایین هستند را عقب مانده حساب می کنند و شخص را کودن و احمق می نامند. برخی از افراد بعد از این که می بینند به عنوان مثال ضریب هوشیشان از برخی دیگر از دوستانشان در مدرسشه کمتر است افسرده می شوند امّا این ها نمی دانند که شاید استعدادی فراوان داشته باشند که بتوانند آن را ارتقا و پیشرفت بدهند ولی از آن بی خبرند. آخرین تحقیقات دانشگاه آکسفورد نشان از این می دهد که انسان هفت نوع هوش اوّلیه در مغز انسان است. من می خواهم به شما ثابت کنم که شمایی که در حال مطالعه این مطلب هستید فرد فوق العاده با استعدادی هستید. حتا اگر در تمام عمر دیگران چیزی خلاف آن را به شما گفته اند.
کتابی تحت عنوان هفت نوع هوش توسط توماس آرمسترانگ تالیف گردیده است که توسط خانم ناهید سپهرپور ترجمه شده است و توسط انتشارات پیک آوین منتشر گردیده است که من پیشنهاد می کنم حتماً این کتاب را مطالعه نمایید. برای اطلاعات بیشتر بر روی تصویر زیر کلیک کنید.
من مختصری از مطالب این کتاب را به همراه برداشت های خودم در اینجا می نویسم. این کتاب در حقیقت همانطور که در عنوان آن هم مشخص است پیرامون ۷ نوع هوش اوّلیه در مغز انسان راههای کشف آن و جزئیات آن رهنمودها و توصیه های علمی برای پرورش هر یک از هوش ها و… را شرح می دهد.
من با مطالب نویسنده کاملاً موافقم این مطالب به خصوص برای کسانی مناسب است که هنوز نمی دانند واقعاً در چه کاری استعداد دارند. اگر چه معتقدم برخی توصیفات کتاب زیاد جالب نیست. امّا مطالبی را بیان کرده که می تواند در نوع خودش جالب توجه باشد. به عنوان مثال در این کتاب چنین گفته شده است: ” اگر خودرو شما در اتوبان خراب شود، باهوش ترین فرد برای رفع اشکال آن چه کسی است؟ فردی با درجه دکترا از یک دانشگاه معروف یا یک مکانیک خودرو با تحصیلات سیکل؟ چنانچه در یک شهر بزرگ گم شوید، چه کسی می تواند بیشترین کمک را به شما برساند؟ یک پروفسور فراموشکار یا پسر بچه ای با حس جهت یابی قوی؟ هوش بستگی به شرایط، وظایف و نیازهایی دارد که زندگی برای ما ایجاب می کند، نه ضریب هوشی، درجه دانشگاهی یا شهرتی بلند آوازه. تحقیق درباره ارزش تخمینی آزمونهای ضریب هوشی این مطلب را ثابت می کند، حتی اگر آزمونهای هوش، موفقیت در مدرسه را با قاطعیت پیشگویی کنند ولی قادر نیستند چگونگی عملکرد دانش آموزان را پس از ورود به دنیای واقعی بیان کنند. مطالعه ای در خصوص افرادی که به موفقیتهای حرفه ای چشمگیری رسیده بودند، نشان داد که درست یک سوم آنان بهره هوشی پایینی داشتند. این مطلب گویای پیامی واضح است: تستهای ضریب هوشی به ارزیابی چیزی می پردازند که له احتمال زیاد، استعداد مدرسه ای نامیده می شود، در حالی که هوش حقیقی، گستره وسیع تری از مهارت ها را در بر می گیرد.”
حالا با مطالعه این مقدمات می خواهیم به اصل موضوع مورد بحثمان بپردازیم. این هفت نوع هوش چیست؟ اوّلین نوع هوش، هوش زبانشناختی است. این هوش بر کلمات مبتنی است و به خبرنگاران، داستانسرایان، شعرا و وکلا مربوط می شود. شیوه ای از اندیشیدن که برای ماشاه لیر اثر شکسپیر، اودیسه اثر هومر و افسانه های هزار و یک شب و صد ها قصه و داستان های خوبی که توسط این همه نویسنده نوشته شده است را به ارمغان می آورد. افرادی که به ویژه در این بخش باهوش هستند، می توانند با واژه های گفتاری موثر به بحث کردن، متقاعد ساختن، سرگرم کردن یا رهنمود دادن بپردازند. دومین نوع هوش، هوش منطقی-ریاضی یا هوش اعداد و منطق است. این هوش مربوط به دانشمندان، حسابداران و برنامه نویسان رایانه است. نیوتن این هوش را به هنگام اختراع دیفرانسیل و انتگرال متجلی ساخت. همین طور انیشتین، در ارائه نظریه نسبیت خود، از این هوش بهره گرفت. از ویژگی های فردی که به مسائل منطقی-ریاضی تمایل دارد، شامل توانایی استدلال، استنتاج، اندیشیدن درباره مفاهیم علت و معلول، خلق فرضیه و… هوش فضایی نوع سوم هوش است و شامل تفکر در قالب تصاویر و تجسمها و توانایی درک و تغییر شکل و خلق دوباره جنبه های متفاوت دنیای بصری-فضایی است. چنین هوشی، عرصه ی فعالیت معمارها، عکاسان، هنرمندان، خلبانان و مهندسان مکانیک است. کسی که ااهرام مصر را طراحی کرد به میزان قابل توجهی از این هوش بهره مند بود. افرادی که دارای هوش فضایی زیاد هستند، حساسیت دقیقی در مشاهده جزئیات دارند و می توانند عقاید خود را به صورت گرافیکی و به وضوح ببینند، نقاشی و یا طراحی کنند و خود را به آسانی با فضای سه بعدی تطبیق دهند. هوش موسیقیایی چهارمین نوع هوش است. ویژگیهای مهم این هوش، قابلیت درک، ارزیابی و ساختن ریتمها و ملودی هاست. ین هوش، قابلیت درک، ارزیابی و ساختن ریتمها و ملودی هاست. این هوش فردی هم مثل باخ، بتهوون یا برامز و حتی اساتید خودمان مثل استاد شجریان و افتخاری و… وجود دارد. هوش پنجم هوش جسمی – حرکتی است که هوش ضمیر فیزیکی نام دارد. و عبارت است از استعداد کنترل حرکات بدن و نیز در دست گرفتن ماهرانه اشیا ورزشکاران، هنرمندان، مکانیک ها و جراحان به میزان قابل توجهی از این نوع هوش بهره مند هستند. بنابر این چارلی چاپین نیز کسی بود که برای اجرای برنامه های مبتکرانه همیشگی خود از جمله “ولگرد کوچولو” از این هوش استفاده می کرد. افرادی که هوش جسمی-حرکتی دارند، می توانند در کارهایی مثل خیاظی، قالیبافی یا مدل سازی تبحر پیدا کنند، همچنین ممکن است از تفریحات فیزیکی همچون پیاده روی، دویدن، اردو زدن، شنا یا قایقرانی لذت ببرند. آنها افرادی عملگرا هستند که حس لامسه ای خوب دارند و باید به طور مداوم بدن خود را حرکت دهند و در برابر مسایل “واکنش های اساسی” نشان دهند. هوش ششم، هوش میان فردی نام دارد. این هوش، توانایی درک سایر مردم و کار با آنهاست. به ویژه مستلزم داشتن قابلیت درک دیگران و مسئول بودن در برابر حالات روحی، خلق و خوی، نیات و تمایلات آنان است. یک مدیر اجتماعی طی سفری دریایی باید از این نوع هوش برخوردار باشد. مدیر یک موسسه بزرگ نیز همینطور. لذا کسی که از هوش بین فردی برخوردار است، ممکن است فردی بسیار دلسوز و دارای حس مسئولیت اجتماعی مانند مهاتما گاندی و یا شخصی متقلب و مکار مثل ماکیاولی باشد. در هر حال همگی افرادی هستند که می توانند به ذهن افراد دیگر راه یابند و دنیا را از چشم انداز فکری آنها بنگرند. چنین افرادی می توانند یکی از کارکنان شبکه ای، مشاور و معلمانی شگفت انگیز باشند. آخرین هوش، درون فردی یا هوش ضمیر دروننی نام دارد. فردی که چنین هوشی دارد می تواند به راحتی احساسات خود را درک کند و آنها را از میان انواع بسیار متفاوت حالات عاطفی درونی تشخیص دهد و این خودشناسی را برای غنابخشیدن و هدایت زندگی خویش به کار گیرد. مشاوران، دانشمندان و افراد صاحب مشاغل آزاد، از این هوش برخوردارند. آنها ممکن است افرادی بسیسار درون نگر بوده و از ژرف اندیشی، مشاهده یا سایر اشکال کاوش عمیق روح، بهره گیرند. از سوی دیگر ممکن است بی نهایت مستقل، بسیار هدفمند و فوق العادنه خویشتن دار باشند. راههای اثبات این نظریه هم در کتاب مذکور درج شده که ما از نوشتن آن خودداری و شما را به مطالعه بیشتر راهنمایی می کنیم. و برداشت من از این هفت نوع این است که هم اکنون نوبت شماست بله شماست که ببینید کدامیک را دارید. در جایی دیگر از این کتاب برای شناخت خود مثال خوبی زده است. کاری را در نظر بگیرید که به طور روزمره انجام می دهید: مثلاً استفاده از تلفن. روش شما برای به یاد آوردن یک شماره تلفن چیست؟ آیا قبل از شماره گیری، شمارنه را زیر لب برای خود تکرار می کنید؟ در این صورت، شما یک روش زبانشناختی را به کار می برید. یا شکل دکمه هایی که باید فشار دهید به صورت دو ردیف سه در چهار که روی شماره گیر تلفن مقابل هم قرار گرفته اند، در ذهن مجسم می کنید؟ این روش بیانگر یک روش تفکر فضایی در مورد محیط پیرامونتان است. اگر با نواخت تن آهنگ دکمه ها شماره را به یاد می آوریداین روش بیانگر یک روش موسیقیایی است و… از این روش ها بسیار زیاد است حتی گاهی اوقات می توان با نگاهی به کارهای گذشته و حال فهمید به عنوان مثال در هنگام بچگی آیا به بازی های حرکتی مثل فوتبال علاقه داشتید یا بازی مثا اسم فامیل خودمان.
در کل برداشت نهایی من این است که حتی اگر هم این کتاب را مطالعه نکردید هم این که تا اینجا به مطالعه ادامه دادید و خلاصه کتاب را خواندید این خودش نشان می دهد که شما به کشف استعداد خودتان علاقه مندید پس برای هر چه زودتر این کشف بزرگ عجله کنید و به سمت موفقیت گام بردارید.
کسانی که می خواهند این مطالب را در تارنماها و و بلاگهایشان قرار دهند ذکر منبع فراموش نشود.
اگر سوال یا دیدگاهی دارید حتماً در بخش دیدگاه ها بیان کنید تا با هم در این مورد مباحثه کنیم.
دوستون دارم زیاد
