دسته ها
اطلاعات
یه خاطره کوچولوی شیرین از دوران بازی سازی مستقلم
نویسنده محمد غضنفری در دسته : فناوری در تاریخ : آذر ۰۸م, ۱۳۹۰
به نام خدا
دوست دارم براتون یه خاطره شیرین و جذاب از این چند سالی که از عمر بازی سازی مستقلم و فعالیت های علمی ام در این دوره می گذره براتون تعریف کنم. هرچند می دونم بعضی ها به اشتباه در مورد این حقیر می گویند که ایشون این همه مقاله و آموزش برای بازی سازی منتشر می کنه ولی خودش تا حالا یک بازی هم نساخته که البته تقصیری هم ندارند چون بی اطلاعند متاسفانه تو کشور ما هنوز این فرهنگ جا نیافتاده که بابا یک عده ای جوان هم تو این کشور هستند که بازی های کوچک می سازند و چون مثل بازی های بزرگ همه جا پخش نمی شه طبیعیه که کسی جز دوستان و اطرافیان بازی های طرف رو نبینند کاری اشتباه که ما تو این چند سال از اون غفلت کردیم این بود که نیومدیم یک جایی رو درست کنیم که بچه ها نمونه بازی های مستقلشون رو اونجا آپلود کنند و بگذارند که من حتماً یک همچنین چیزی را انشالله بعد از برگزاری نخستین دوره مسابقات بازی سازی تارنمای بازی ساز ایجاد می کنم. خوب بگذریم بله عرض می کردم من تا امروز کارهامو سفارشی می ساختم یعنی اون چیزایی که می ساختم اونی نبود که بر اساس سلیقه های خودم باشه بلکه بر اساس سلیقه های مشتری هایی که سفارش بازی می دادند بود به خاطر همین تا امروز دوست نداشتم بازی هایی که ساختم رو تو اینترنت نمایش بدم هر چند برخی ها ممکن است اتفاقی بازی های من را دیده باشند در کل انشالله تا یک یا دو ماه دیگر بازی های مستقلی که باب میل خودم است را ساخته و منتشر می کنم بگذریم بریم سراغ خاطره شیرینی که برام اتفاق افتاد.
یک روز تو مغازه عروسک فروشی پسر عمویم بودم که گوشی همراه شخصی ام زنگ زد. گوشی رو برداشتم و یک آقای گقت: بازی ساز.
با خودم گفتم ای بابا کی شماره شخصی منو پخش کرده (بعدا فهمیدم یکی از اعضای تیم بازی ساز تو کارت بازی ساز شماره شخصی منو نوشته برده تو یکی از نمایشگاه ها پخش کرده چقدر هم غلط تایپی داشت کلی باهاش دعوا کردم)
خلاصه گفتم: بله بفرمایید
گفت: ببخشید می خواستم یک بازی سفارش بدم برایم بسازید.
یک جوری گفت که با خودم گفتم الان یک بازی فوق حرفه ای سه بعدی پیشرفته از من می خواد پرسیدم: بله چه بازی می خواهید.
گفت: نقطه خور…
یه لحظه حالم گرفته شد بعد با خودم گفتم نکنه این یکی از رفقاست داره با من شوخی می کنه منم به شوخی بهش گفتم: این که پروژه خیلی سنگینیه ما اصلا توانایی ساخت چنین بازی رو نداریم
گفت: کسی رو نمی شناسید که بتونه برای من بسازه
با خودم گفتم: ای بابا این یارو از رو نمی ره
گفتم: نه کسی رو نمی شناسم و ما هم امکانات ساخت یک همچنین بازی رو اصلا نداریم خداحافط
اون شب کلی فکر کردم خدایا این کی بود یک همچنین شوخی مسخره ای رو با من کرد ساده ترین بازی دنیا که دیگه سفارش ساخت نداره هر چی فکر کردم عقلم جایی قد نداد فردای اون روز تصمیم گرفتم دوباره باهاش تماس بگیرم و بفهمم این کیه.
… الو سلام آقا شما دیروز با من تماس گرفتید گفتید می خواهید بازی بسازید.
- بله من همونم
- من فکر کردم شما دوستم هستید آخه من یک دوست دارم که خیلی شوخه
- نه من شوخی نکردم جدی گفتم من بازی نقطه خور رو می خواهم
- ببخشید شما از کجا تماس می گیرید
- من مدیر سایت لقمه هستم ما کارت شما رو تو نمایشگاه دیدیم و حالا تصمیم گرفتیم یک بازی نقطه خور بسازیم اما با این فرق که به جای نقطه طرف به سمت غذاهای سالم بره و از غذاهای نا سالم فرار کنه
اونجا بود که تازه فهمیدم عجب قضاوت بدی در مورد این بنده خدا کردم بیچاره داشته جدی از من درخواست می کرده خلاصه بهش گفتم خروجی بازی چطوری باشه من هم می تونم با ++C براتون آماده اش کنم و خروجی EXE بهتون بدم و هم می تونم تحت وب و با کمک فلش براتون بسازمش که گفت من می خواهم در وب و برای کاربران سایتم منتشرش کنم.
خلاصه یه دستی براش بردیم و انصافا خودش هم کمک زیادی کرد و یک سری منابع گرافیکی و تصویری رو داد و خلاصه بازی ساخته شد و تحویلش دادیم و اونم تو سایتش گذاشت. بعداً مدیر این سایت از من دعوت کرد از غرفه سفره های افطاری ایرانی در نمایشگاه قرآن که ماله سایتشون بود دیدن کنم که من رفتم وای اون موقع ماه رمضون بود و منم روزه عکس سفره ها رو که دیدم از خود بی خود شدم چند ساعت بیشتر به افطار نمونده بود خلاصه ایشون هدفشو از ساخت این بازی این بود که به برخی مسئولا که گویا پشت سرش حرف در آورده بودند که شما فقط تبیلغ غذاهای مضر و چربی دار می کنید و برای تغذیه سالم فعالیتی نمی کنید یک حرکتی رو نشان بده و ثابت کنه که آنها هم برای غذای سالم تبلیغ می کنند در کل کار خوبی از آب دراومد اگرچه بیشتر از یکی دو روز وقت نبرد ولی چون تو اون ماه ما تو جریان تاسیس چندین قسمت مهم بازی ساز از جمله دانشگاه بودیم چند ماه طول کشید تا بهش تحویل بدیم البته خودمم می دونم باگ زیاد داره چون خیلی عجله ای روش کار شد.
این لینک اجرای بازی البته فکر نمی کنم الان دیگه اجرا بشه نمی دونم چه بلایی سرش آورده ولی یه نسخه از این بازی رو اینجا هم قرار می دم تا ببینید.
http://loghme.com/Pages/p-24.aspx
اتمام دانشنامه جامع بازی سازان
نویسنده محمد غضنفری در دسته : فناوری در تاریخ : آذر ۰۴م, ۱۳۸۹
به نام خدا
اتمام دانشنامه جامع بازی سازان
ابتدا نادیده ات می گیرند سپس مسخره ات می کنند و بعد با تو می جنگند امّا در نهایت پیروزی از آن توست (گاندی)
الان دو شب است که چشم روی هم نگذاشتم به غیر از یک خواب چند ساعته با تمام قدرت مشغول آماده سازی این دانشنامه بودم امّا بدلیل یک سری اتفاقات غیر قابل پیش بینی متاسفانه با یکروز تاخیر آماده شد. موقعی که در حال تالیف این دانشنامه بودم با خودم فکر می کردم چه خوب می شد اگر خیلی از دوستان یک دهم فقط یک دهم از زحمتی که برای شهرتشان می کشیدند را برای پیشرفت سایر هموطنانشان می کشیدند چقدر وضع تغییر می کرد چه اطلاعات و تجاربی به اشتراک گذاشته می شد و چقدر خیلی از افراد راه هایی را که آنها رفتند دوباره طی نمی کردند. ممکن است بعضی ها این فکر را بکنند که خوب من برای چه باید اطلاعاتم را به رایگان در اختیار کسی قرار بدهم اصلاً به من چه ارتباطی دارد که دیگران دانشی را که من به زحمت بدست آوردم را ندارند آنها هم بروند زحمت بکشند و مثل من شب زنده داری کنند تا به دانشم دست پیدا کنند این افراد یا خودشان را به بی اطلاعی زده اند یا واقعاً اندکی فکر نکرده اند که نصف بیشتر دانش و امکاناتی که همین الان خودشان دارند حاصل تجربیات دیگران است. یکی از بازی سازها و پژوهشگر معروف از کشور نروژ می گفت یکی از بزرگترین خوبی هایی که دانش بازی سازیدارد این است که بازی سازان در سرتاسر جهان اطلاعات خود را به اشتراک می گذارند. بیایید کمی فکر کنیم خوب آنها اطلاعاتی را می دهند و اطلاعاتی را می گیرند این یک معامله بسیار خوب است چرا ما برای یک بار این کار را نکنیم. بله ما دانشمان را به شکل یک مقاله بنویسیم و در اختیار تارنماهای علمی قرار بدهیم و در عوض با این کار هم ثواب ذکات علم را برده ایم و هم با این کار شروع کننده یک حرکت عظیم انتقال اطلاعات باشیم. اگر چه خیلی ها را من می شناسم که حقیقتاً هر آنچه که داشتند ارائه دادند امّا این افراد انگشت شمارند. من فکر می کنم تعداد کسانی که می توانند کمک کنند امّا تنها به این دلیل که این اندیشه اشتباه را دارند که اگر دانش و تجربیاتشان را در اختیار هموطنان قرار بدهند یک ضرر بزرگ کرده اند در حالی که این طور نیست کسی که دانشش را در اختیار هموطنش قرار می دهد خود نیز ممکن است روزی از مقاله کسی دیگر اطلاعات مفید و مهمی را یاد بگیرد. اشتراک اطلاعات یک داد و ستد اطلاعاتی است و هیچ کس در این میان ضرر نمی کند پس بیایید نگرشمان را تغییر بدهیم. ممکن است کسی بگوید خوب من که وقت نمی کنم امّا آیا حتی در هفته چند ساعت هم برای نوشتن یک مقاله که حاصل تجربیات حداقل یک ماه شما باشد هم وقتی نیست. چند پست مفید در یک انجمن علمی چه پس اگر روی این حساب کسی تا به حال تجربیات خودش را بروز نداده بیاید و کمی در مورد این مساله فکر کند انتقال اطلاعات هم اکنون مهمترین مساله برای صنعت های نوپا در یک کشور است. کشور ما امروز در مرحله حساسی قرار دارد. صنعت بازی سازی در ایران جوان است بسیار جوان و اطلاعات به زبان فارسی به شدت کم است پس بیایید دست به دست هم بدهیم و تا آنجا که می توانیم تجربیات و دانشمان را به دیگران انتقال بدهیم. این انتقال دانش حتا می تواند با زدن یک وبلاگ هم انجام شود امّا مسلماً تبادل اطلاعات در تارنماهای بزرگ اثرات بهتری را می گذارد.
دانشنامه بازی ساز امروز به لطف خداوند بزرگ به اتمام رسید من مطمئنم این دانشنامه می تواند کمک بزرگی به شما باشد که بتوانید خیلی از مطالب مفید و مهم علمی را ترجمه کنید و هم خودتان از آن استفاده کنید و هم دیگران را بهره مند کنید پس وقت آن رسیده که کار را شروع کنیم یا علی …
دوستون دارم خیلی خیلی خیلی زیاد
محمد